محمد نظمی: ورود به سفارت ناشی از یک روحیه ی خطرناک بود

admin آذر ۲۳, ۱۳۹۱ ۰

این مصاحبه در اولین سالروز حمله به سفارت انگلیس و بیانیه مجمع دانشجویان حزب الله در محکومیت آن انجام شده است. محمد نظمی دانشجوی ورودی ۸۷ دانشگاه علم و صنعت است و در سال ۹۰ دبیری این تشکل را بر عهده داشته است. متن کامل مصاحبه را در ادامه می خوانید:

ارتباط شما با تجمع و بعد هم با اشغال سفارت انگلیس از کجا شروع شد؟

آن روز ها بحث بر سر عدم رابطه با انگلیس گرم بود.دو روز قبل از ماجرای سفارت مجلس طرح کاهش رابطه با انگلیس را تصویب کرده بود. و قرار بود سالروز شهید شهریاری تجمعی در مقابل سفارت برگزار بشود. من صبح همان روز تجمع از دو سه نفر شنیدم که به من گفتند بیا برویم این دفعه دیگر انشاء ا… موفق می شویم و می رویم داخل.

شما چه زمانی از ورود دانشجویان به سفارت مطلع شدید؟

حدود ساعت ۴ بعد از ظهر بود که من از طریق خبرگزاری فارس از ورود به سفارت مطلع شدم.

بعد چه اتفاقی افتاد؟

خواستیم برویم سمت سفارت که چند تا از دوستان را دیدیم و با هم به قلهک رفتیم. اون جا خبر خاصی نبود. یه سری افراد محدود داخل بودند، چند نفری هم بیرون بودند. نیروی انتظامی هم شدیدا فضا را بسته بود و نمی­گذاشت کسی حرکت اضافه ای بکند. برای من معلوم بود که نهایتش آنهایی که داخل بودند بیرون میکنند و قضیه تمام می شود. خلاصه آنجا خبر خاصی نبود.

بعد شما رفتید سفارت؟

آره اولش قصد نداشتیم برویم در میانه راه تصمیم گرفتیم برویم. حدود ساعت ۷ و نیم بود که سفارت رسیدیم.اون جا خیلی شلوغ بود. جلوی درب سفارت دانشجوها بودند و نیروی انتظامی. بدون هیچگونه مزاحمت خاصی داخل شدیم.

در باز بود همه رفت و آمد می کردند؟

در باز نبود ولی فرقی هم نمی کرد چون می رفتند و می آمدند، مشکل خاصی هم نبود. مثل اتوبان دو طرف شده بود. یک سری تو بودند یک سری بیرون، یک سری روی دیوار بودند. جمعیتی از خواهران هم کنار درب و دیوارهای سفارت ایستاده بودند. برای من جالب بود چون ما حتی نتوانستیم به درب یا دیوار باغ قلهک نزدیک بشویم ولی در سفارت از این تدابیر خبری نبود.

داخل سفارت چه خبر بود؟ همه چی تخریب شده بود؟

بله.مهاجمین به یکی از ساختمان ها وارد شده بودند که گویا استراحتگاه کارمندان بود. در این ساختمان تخریب گسترده ای رخ داده بود. بقیه ساختمان ها هم شیشه هایشان شکسته بود که من داخلشان نرفتم.

بعداز حمله به سفارت تحلیلتان چه بود؟

ما در آن زمان به این نتیجه رسیدیم که این کار اشتباه بوده است. هیچ نفعی برای جمهوری اسلامی ندارد. به شدت هم برای جمهوری اسلامی هزینه زاست. هزینه زایی ممکن است در خیلی از حرکتها ظاهر شود و الزاما هم چیز بدی نیست. به طور مثال ما برای حمایت از مردم مظلوم فلسطین تا به حال کم هزینه پرداخت نکرده ایم و به آن هزینه ها هم افتخار می کنیم. ولی هزینه ای که ناشی از بی تدبیری و خودخواهی باشد مطلوب نیست.

ریشه این کار را کجا می دانستید؟

تحلیل داستان سفارت به شدت پیچیده است. اگر بخواهیم سطحی برخورد کنیم میگوییم همان هایی که بیانیه شورای متحصنین را صادر می کردند و مسئولیت کار را بر عهده می گرفتند مقصران این ماجرا هستند.

شورای متحصنین چه کسانی بودند؟

رییس بسیج های دانشگاه­های تهران بزرگ، که به اسم شورای متحصنین چند شماره بیانیه دادند.

ولی الان با توجه به گذشت زمان نیاز به تحلیل دقیق تری احساس می­شود. قضیه سفارت از وجود یک نوع روحیه خاص در طیف گسترده نیروهای انقلاب حکایت می­کند که در تشکلهای مختلف و گاهی نامتجانس در کشور دیده می شود. متاسفانه این روحیه بین نیروهای انقلاب حضوری جدی دارد. البته بین ضد انقلاب هم هست. ولی برای آنها خیلی مهم نیست و برای­شان رذیلت محسوب نمی شود. آنها با ساختار مشکل دارند و باید دشمنی کنند و در این راه به هر روشی هم  متوسل می شوند. این روحیه دو تا مشخصه اصلی دارد:

اولین مشخصه این روحیه فقدان عقلانیت و قدرت تشخیص است. یعنی چی؟ یعنی اینکه بین مسائل اولویت سنجی درستی ندارند. مسائل فرعی را اصلی می کنند و مسائل اصلی را فرعی. هدفگذاری هایشان غالبا غلط از آب در می آید. این مساله خود از سه چیز نشات می گیرد:

یک، اینکه عمق روی مبانی انقلاب وجود ندارد.کسانی که در این طیف قرار می گیرند کار فکری نکرده اند.کار معرفتی نکرده اند. از اندیشه متفکرین انقلاب از قبیل امام و شهید مطهری حتی شناخت اولیه هم ندارند.

دوم این که  فقدان ارتباط کافی با مردم دارند. دغدغه مردم را از جامعه پیرامونشان دریافت نمی کنند. این ها در واقع عضو جامعه مدنی محسوب می شوند و باید پلی بین مردم و مسئولین ایجاد کنند تا دغدغه مردم به گوش حاکمان و مجریان برسد ولی متاسفانه این گونه نیستند و بیشتر سنگ جناح و گروه خود را به سینه می زنند.

سومین خصوصیت این افراد این است: قبیله گرایی و باند بازی. که این هم تعریفش مشخص است، به فکر منافع گروه خود بودن، درست انگاشتن هر اشتباهی که از گروه خود سر می زند و غلط انگاشتن کارهای گروه دیگر فقط به این دلیل که از ما نیستند.

اما مشخصه دوم این روحیه، عدم ضابطه مندی در رفتار سیاسی است.یعنی این عده قوانین جمهوری اسلامی را به عنوان یک حکومت شیعه مبتنی بر ولایت فقیه در نظر نمی­گیرند. الان حکومت اسلامی است و این ها هم قبول دارند که اسلام در نظام باقی است. بله، اگر فرض شود اسلام از بین رفته است وضع فرق می­کند. اگر به این تحلیل برسیم که فقط پوسته ای از دین در جمهوری اسلامی باقی مانده آن وقت قوانین این حکومت محترم نیست ولی فعلا که این افراد چنین ادعایی ندارند. البته یک نکته خیلی مهم نیز این جا است. آن هم این است که شما در بعضی موارد می توانید قیام کنید کار انقلابی کنید که بند میم وصینت نامه امام نیز همین را می گوید. البته باید دقت کرد که این برای زمانی است که انسان به ساختار رجوع می کند و سلسله مراتب اعتراض را درون خود ساختار طی می کند ولی به نتیجه نمی رسد در واقع این کار زمانی درست است که فرد به این نتیجه برسد که یک انسداد در ساختار ایجاد شده و برای اصلاحش تنها راه قیام است. مثلا در قضیه سفارت این موضوع و عدم رعایت سلسله مراتب خود نمایی می­کند. مجلس دو روز قبل طرح کاهش روابط را تصویب کرده و این طرح فردای تصویب مورد تائید شورای نگهبان قرار گرفته است. حالا اگر آن کار مجلس راضی کننده نبوده شما بیایید بگویید، اعتراض کنید، اصلا بروید سراغ مجلس آنجا تجمع کنید و خواسته تان را مطرح کنید نه اینکه مستقیم، مرحله آخر را انجام بدهید. اصلا آیا اینها که وارد سفارت شدند و خواستار قطع رابطه بودند از مجلس خواستند و مجلس قبول نکرد؟! از دولت خواستند و دولت قبول نکرد؟! اصلا سلسله مراتب اعتراض را طی کردند که به این نتیجه برسند که تنها راه قیام است؟! کاری کردند که سفیر انگلیس که با حقارت داشت از ایران ازاله می شد بیاید حق و حقوق طلب کند و ما مجبور بشویم بگوییم ”متاسفیم“. نتیجه اش این شد که جمهوری اسلامی در جهان تحقیر شود این نظامی که برای ذره ذره عزتش خونها رفته است.

این گونه رفتارها در دهه ۶۰ در برخی عکس العمل­های فرا قانونی و نادرست جلوه گر شده بود.

بارزترین گروهایی که در دهه ۷۰ این روحیه و این خصلتها را داشتند، انصار حزب ا… بود. که در فضای فرهنگی آن روزها فیلم ها را از سینما پایین می کشیدند، برخوردهای زننده با بد حجابی می کردند، به دفاتر روزنامه ها حمله می کردند و… این رفتارها هم اولویت سنجی درستی نداشت و هم بی ضابطه به انجام می رسید و موجب هتک مشروعیت و حیثیت نظام را می شد. یعنی مخل امنیت و نظم کشور بود. حال انصار حزب ا… الان دیگر قدرت ندارد اما این روحیه در سال­های بعد در گروههای دیگری نیز ایجاد شده و همچنان دیده می­شود. متاسفانه این روحیه در بین بعضی نیروهای دانشجو در دانشگاه نیز نفوذ کرده است.

در فتنه هم این روحیه حضور داشت. قوی هم بود. داستان کوی دانشگاه، بی­اخلاقی­های رسانه­ای، پرتاب کفش و رفتارهایی از این دست همه از این روحیه نشات گرفته است. حالا همین روحیه آمد جلو و سفارت را شکل داد. آمد جلوتر ماجرای حسین علایی و عماد افروغ را شکل داد. من اصلا با امثال افروغ و علایی اختلاف فکری مبنایی دارم ولی خب برخوردها و روش ها غلط است. کسی حرفی زده است شما هم بیایید برخورد فکری کنید. باید حتما روی دیوار خانه­اش شعار نویسی کرد؟!

این را هم بگویم نیت کسانی که این کارها از آن ها سر می زند غالبا خیر است ولی  پرورش درستی نیافته اند. و متولیان و بزرگان انقلاب باید فکری به حال این معضل بکنند.

بگذریم؛ در روزهای بعد ورود به سفارت فضا چه طور بود؟

شورای متحصنین مرتب بیانیه می داد هیچ کس هم مخالفت نمی کرد.

همه موافقت و حمایت می کردند؟

نه لزوما، ولی مخالفتی هم نمی کردند.

رسانه ها و روز نامه ها چه طور؟

دو دسته بودند دسته­ای شدیدا حمایت می کردند مثل کیهان،خبرگزاری فارس و رجانیوز، نه دی و … دسته ی دیگر که مخالف هم بودن مثل ایران و شرق و … فقط شرح ماجرا را می گفتند. در واقع موافقان چنان فضایی را درست کرده بودند که کسی جرات نمی کرد به غلط بودن این کار فکر هم بکند. تا انتشار بیانیه مجمع فضا برای نقد خیلی سنگین بود.

چند نمونه از مخالفت­های اولیه با حرکت را بیان کنید؟

آیت ا… مکارم. ایشان از این حرکت انتقاد کردند.نقد ایشان همزمان باانتشار بیانیه مجمع دانشجویان حزب ا… بود. بعد هم سید احمد خاتمی در مصاحبه با ایسنا از این حرکت انتقاد کرد. بعد از بیانیه نیز همه روزنامه ها حتی روزنامه های محلی مثل خراسان هم بیانیه ما را کار کردند. دیگر فضا شکسته شد و معلوم شد خیلی­ها مخالف بوده اند و جرات حرف زدن یا تریبونی برای انتشار نداشتند. البته آن طیف موافق مثل کیهان و .. هم چنان حمایت می کردند و به مخالفین حمله می نمود.

فکر می کردید بیانیه مجمع این قدر فضا را تحت تاثیر قرار بدهد؟

نه در این حد. البته می دانستیم بیانیه در آن فضا موثر خواهد بود اما نه در این حد.

اگر دوباره زمان برگردد و با علم به اینکه بیانیه را رسانه­های خارجی منتشر می­کنند  چه تغییراتی در بیانیه می دادید؟

ما جوانب کار را تا حدود زیادی پیش بینی کرده بودیم.به خاطر همین بود که این همه مطالب در مورد خیانت انگلیس و حمایت از قطع رابطه را آورده بودیم.ما تاکید داشتیم که موضع جمهوری اسلامی را پایین نیاوریم و به خاطر همین هم روی قطع رابطه تاکید کردیم. البته من روی واژه خاصی تاکید ندارم ولی محتوای بیانیه را می پذیرم.

فایده بیانیه را در آن برهه چه چیزی می دانستید؟

اول این بود که تحلیل و مواضعمان را مشخص کردیم. ما به تحلیلی رسیده بودیم و وظیفه داشتیم به بهترین نحو و با رعایت مصالح آن را بیان کنیم و همین کار را هم کردیم.

دوم هم این بود که ما به عنوان یک مسلمان وظیفه داریم در مقابل منکر بایستیم و نگذاریم منکر را به جای معروف جا بزنند. این خیلی مهم است که در جامعه اسلامی به گونه­ای نشود که جای منکر و معروف را عوض کنند. برای ما سوال بود که چرا این گروه بر اشتباهاتشان پافشاری می­کنند و می خواهند آنرا درست جلوه بدهند.

 برخی امروزه هنوز می­گویند که قبول اشتباه بدتر از انجام اشتباه است و با استناد به آن میگویند نباید اشتباه بودن سفارت را می پذیرفتیم.

این حرف خلاف عقل و نقل است. یعنی چه؟ یعنی فرد باید بر جهالتش کما فی السابق بماند؟! پذیرفتن اشتباه شهامت بالایی می خواهد. اصلا خود حضرت آقا هم بارها گفته اند تشکلهای دانشجویی تحلیل کنند و عمل کنند هر جا فهمیدند اشتباه کرده اند بیایند و با همان شهامت که عمل کردند اشتباه­شان را قبول کنند.

عکس العمل به بیانیه چه بود؟

از همان روز اول انتقاد، تهمت، تهدید و فحش بود که سرازیر شد. یه عده ای خیلی ناراحت شدند.

اعتراض های اولیه چه مواردی را شامل می­شد؟

بیشتر بحث ها اون روزها احساسی بود. به چیزهایی جزئی گیر می دادند و البته زیاد هم حرف نبود. بیشتر از جنس تهدید بود که یادآوری­اش برایم خوشایند نیست. ما در آن فضا بیانیه دوم را نوشتیم.که یکشنبه صبح، فردای بیانیه اول منتشر شد. بیانیه دوم هم بیشتر مربوط به رسانه ها بود و نحوه انتشار بیانیه اول.

خیلی فشارها زیاد شد که بیانیه دوم را نوشتید؟

نه.البته فشار ها زیاد بود ولی علت انتشار بیانیه دوم فشارها نبود بلکه نحوه انتشار بیانیه ما بود.مثلا سایت فرارو که بسیاری از فتنه ها زیر سر این سایت بود تیتر زده بود احساسمان بر عقلمان غلبه کرد و اینگونه عنوان کرده بود که مهاجمین دارند عذرخواهی می کنند. اصلا این جمله در بیانیه ما نبود. همه رسانه های بیگانه هم به این سایت استناد کرده بودند و اگر این سایت این کار را نمی­کرد اصلا وضع فرق می­کرد. وقتی شما این را می­زنید یعنی ما این حرکت را کردیم و حالا پشیمان شدیم که اساسا کذب است و مجمع هیچ نقشی در سفارت نداشت.

بعدش شما با مخالفین جلسه ای هم داشتید؟

بله. همان یکشنبه ۱۳ آذر ۲۰- ۳۰ نفر از بسیج و سایر تشکل ها آمدند که صحبت کنند.که البته فضا کاملا احساسی بود و به نتیجه ای هم نرسیدیم. بعد از گذشت اندکی که فضا آرام شد ما گفتیم الان بریم صحبت کنیم. هیئت محبان را دعوت کردیم آمدند و با هم صحبت کردیم جلسه خوب و منطقی بود و دوستانه هم پایان یافت. با اعضای جنبش و فارغ التحصیلان خودمان هم جلسه­ای برگزار کردیم و نظراتشان را شنیدیم. دفاتر صنایع و مواد قرار شد بیایند اما روزی که قرار داشتیم کنسل کردند. بعداً فهمیدم ظاهرا مجمع دفاتر گفته بود هیچ دفتری حق ندارد با مجمع حزب ا… به طور انفرادی جلسه بگذارد و اگر خواستیم برویم همه با هم می رویم. گویا تصور کرده بودند قشون کشی است! و اگر کم تعداد باشند قلع و قمع می شوند! این کار نشانه این بود که برخی حتی جرات حرف شنیدن و حرف زدن هم ندارند. حالا اینکه چگونه قرار است با دانشجویان رابطه برقرار کنند یا در دانشگاه آزاداندیشی اجرا کنند خود سوال بزرگی است. البته این تنها حرکتِ غیر اصولی نبود و برخی از رفقای سابق دیگر جواب سلام ما را هم نمی دادند.

بعد از مدتی هم ما رفتیم سر اولویت­های خودمان و کار خودمان را از سر گرفتیم ولی همچنان سایه سنگین کینه ها از ماجرای سفارت، ما را رها نمی کرد.

تابستان امسال متوجه شدیم برخی از تشکل­های دانشگاه در نامه­ای به وزارت علوم تهمت هایی را به مجمع حزب ا… وارد ساخته اند. در آن نامه گویا به گونه­ای بولتن سازی کرده بودند و از مسائلی که در چند سال اخیر اتفاق افتاده مصادیقی بر انحراف(!) مجمع استخراج کرده بودند. البته خواسته اصلی شان بر ما پوشیده بود. تا آنجا هم که ما فهمیدیم مهمترین مصادیق بحث عملکرد در فتنه ۸۸ و سفارت بود.

دانشگاه هم بدش نمی آمد مجمع را گوشمالی بدهد.آقای جبل عاملی و تیمشان ثابت کرده اند که فقط ژست آزاداندیشی و تحمل مخالف می گیردند و در عمل به شدت علاقه دارند مخالفین را ساکت کنند. ما هم کم از دانشگاه انتقاد نکرده بودیم این هم می توانست فرصتی برای تسویه حساب باشد. البته با جواب قاطع مجمع مدیریت خودش را عقب کشید و در عمل کاری نتوانست بکند. طنز ماجرا اینجا بود که کسانی که بی قانونی کردند آمده اند و شاکی ماجرا شده اند. واقعا چه می شود گفت؟!!! البته از کسی که از دیوار سفارت بالا رفته، تخریب کرده، نظام را در منگنه قرار داده، حتی حاضر به عذرخواهی هم نیست و آنرا فتح الفتوح خود می نامد همچین وقاحتی بعید نیست.

فکر کنم بعد دیدار آقا فشار ها کم شد؟

بله. آقا با صحبتشان خیلی فشار ها را از ما کم کردند.یعنی عملا درستی تحلیل مجمع اثبات شد.حالا شاید برای دوستان این حرف سنگین باشد.قبلا هم سابقه داشت مجمع در فعالیت هایش مورد تائید رهبری قرار گیرد مثل ماجرای فرودگاه. البته ما وظیفه خودمان می دانیم که جلوتر از رهبری حرکت کنیم و در سنگر جلو برای ایشان فضا باز کنیم تا صحبت بکنند، (مثل همین ماجرای سفارت) زیاد این موارد را به رخ نمی­کشیم. کم نبود که ما را بعد از ماجرای سفارت به ضدیت با ولایت فقیه متهم بکنند!

بعد از صحبت های آقا هم عده ای گفتند اصلا ما داخل نرفتیم، یا قصد ورود نداشتیم. اصلا عده ای گفتند این کار، کار نیروهای قالیباف بوده است و ما از اول به این قضیه مشکوک بودیم و … نظرت درباره این حرف ها چیست؟

اشکال ندارد اگر این اعتقاد را داشتند چرا آن موقع آن همه تایید کردند.بیانیه دادند.سایت زدند و …چون آن زمان این حرکت را فتح الفتوح می دانستند. و همه مدعی شده بودند و هرکس به دنبال این بود که افتخار بیشتری از آن را نصیب خود کند حتی شورای متحصنین حاضر نبود با جنبش عدالتخواه این افتخار را تقسیم کند. جنبش عدالتخواهی که از هر گونه فعالیتی در جهت حمایت دریغ نکرده بود و حتی علیه تشکل مرتبط با خودش هم عمل کرده بود.

به هر حال آن ماجرا تمام شد و گذشت زمان باز هم بهتر از الان ابعاد این حرکت را مشخص خواهد کرد. امیدوارم دیگر از این اتفاق ها در داخل کشور رخ ندهد و فکری برای علاج ریشه های آن اندیشیده شود.

مصاحبه از عباس غفوری

خیزش نو شماره ۷۵

فرستادن دیدگاه »

What is 11 + 3 ?
Please leave these two fields as-is:
IMPORTANT! To be able to proceed, you need to solve the following simple math (so we know that you are a human) :-)