علم بهتر است و ثروت!

admin دی ۱۷, ۱۳۹۷ ۰
علم بهتر است و ثروت!

در حاشیه پولی شدن دانشگاه

:small_orange_diamond:لایحه ای به مجلس آمد و غوغایی برانگیخت. خصوصی سازی دانشگاه ها، هشدار مخالفانش بود که فریاد می شد وسیل تکذیب های شدید از جانب طراحانش، دعوا سر یک نام گذاری بود. چه تفاوتی می کرد خصوصی سازی دانشگاه ها یا پولی کردن دانشگاه ها یا پذیرش نوبت دوم یا …؟ و بعد هم اعتراضات سیاسی و حمایت خارجی ها و لوث شدن ماجرا. مثل خیلی موارد دیگر. ثبت نام ها اما بی سروصدا انجام شد. اصلا چه نیازی به آن همه گرد و خاک بود وقتی بدون تصویب لایحه هم می شود اقدام کرد؟ پس بخشنامه های داخلی به چه درد می خورد؟

:small_red_triangle_down:مجموع استدلال هایی که از جانب موافقان و طراحان این پروژه در همان ایام به کار گرفته شد، آن قدر متنوع اند که گویی برای اثبات یک مطلب به هر دری زده باشند:

:one:1.کاستن از بار مالی / تنوع بخشیدن به منابع درآمدی
کمبود بودجه دانشگاه ها بهانه خوبی است برای معامله فرهنگ با اقتصاد: مدرک در ازای پول! و کسی نمی اندیشد که مغبون این معامله کیست؟ اصلا چرا در توجیه تصمیمات فرهنگی، به طناب اقتصاد آویزان می شویم؟ انگار فراموش کرده ایم که دانشگاه را برای چه می خواهیم. قرار است بار مالی دانشگاه ها به چه قیمتی کاسته شود؟ مگر نه این که فلسفه وجودی دانشگاه ها، اعتلای فرهنگ و پیشرفت جامعه است؟ خیلی عجیب است که برای حفظ و اداره چنین دستگاهی به روش های ضد فرهنگ و مخدر پیشرفت جامعه توسل جوئیم! وانگهی اگر هزینه تحصیل این «نوبت دومی»ها را خودشان می دهند و اگر قرار است از بار مالی دانشگاه ها و کسر بودجه آن ها هم بکاهند، پس مبلغ پرداختی در توان شهروندان «درجه دو» نیست. این را داشته باشید، به دردمان خواهد خورد.

:two:2.سیل تقاضا برای ورود به دانشگاه
افاضه فرموده اند: «خیلی از کسانی که وارد دانشگاه نمی شوند. به دلیل عدم استعداد نیست بلکه کمبود ظرفیت پذیرش، سد راه آن هاست». گیریم که بر منکرش لعنت! اما آیا با این طرح، همان «خیلی»هایی که استعدادش را دارند، وارد دانشگاه می شوند یا بالعکس؟ گویا صاحبان این استدلال از وجود عقل و منطق در مخاطبانشان غافل مانده اند! گفتیم که پرداخت شهریه نوبت دوم از توان بسیاری خارج است و از قضا این «بسیاری» با آن «خیلی»ها قرابت زیادی دارند. راستی چه طور می شود با پذیرش چند ده هزار نوبت دومی، مشکل یک میلیون و سیصد هزار داوطلب پشت کنکور را حل کرد؟ آخر قرار است جریان غالب پذیرش به همان شکل دولتی باقی بماند. مگر این که تعریف «جریان غالب» عوض شود که بعید نیست.

۳٫زمینه تحصیل نیمه حضوری برای شاغلین
و باز فرموده اند: عده ای افراد علاقمند به تحصیل در جامعه هستند که با وجود شغل و گرفتاری نمی توانند به صورت تمام وقت تحصیل کنند. یعنی ما به فکر «شاغلین و گرفتاران» هستیم اما هزاران دانشجو که قرار است، آواره شغل و گرفتاری شوند را بی خیال می شویم. تصور بفرمائید فردا فلان «آقا» در کلاس شما، تنها مانع رسیدن به پست و مقام آتی را کنار می زند: نداشتن مدرک و «سٌوات» لازم! حالا تو هی بخوان و نمره A بگیر. اصلا چه کسی گفته علم و ثروت، قابل جمع نیستند؟ بالاخره باید تکلیف آن انشای قدیمی روشن شود: علم بهتر است «و» ثروت!

:four:4.رفع اجبار تحصیل در خارج از کشور
از باب «تشبٌث بکل حشیش» اضافه کرده اند: «اگر زمینه برای فرزندان این مملکت در داخل کشور فراهم نشود، با پرداخت هزینه به خارج می روند. پس اولا حساب آن «بسیاری» و «خیلی» ها را که توان پرداخت شهریه تحصیل خارج کشور یا نوبت دوم را ندارند، از حساب «فرزندان این مملکت» جداست. یک وقت اشتباه نشود. ثانیا معلوم نیست این حضرات نگران « فرزندان مملکت اند» یا پولی که به جیب اجانب می ریزند. به هر حال پولی که به خانه رواست به مسجد هم حرام است، چه رسد به کلیسا!

:five:5.استفاده از همه ظرفیت های آموزشی
از جمله دلایلی که در دفاع از این پروژه تکرار می شود، بلااستفاده ماندن بخشی از ظرفیت های آموزشی است. گو این که بسیار هم مناقشه برانگیز بوده است. امکانات رشته هایی نظیر مهندسی، علوم پایه، پزشکی، علوم طبیعی و…که نیازمند کارگاه و آزمایشگاه است – جوابگوی دانشجویان فعلی خود هم نیست. شاید این ظرفیت های بلا استفاده را بتوان در رشته های نظری و انسانی جستجو کرد که البته معلوم نیست در آن جا هم به جواب مثبتی برسیم. اما تجربه سال گذشته نشان داده که رشته های دست اول، گزینه های دلخواه تری! برای نوبت دومی های خوش سلیقه است. پس به ناچار در تعریف این ظرفیت های بلا استفاده به هر دری متوسل شده اند: «چرا کتابخانه ها در ۶ یا ۸ ساعت، فعال و مابقی ساعات شبانه روز غیر فعالند؟» لذا جهت استفاده ۲۴ساعته از کتابخانه دانشگاه باید تعداد دانشجویان ورودی را از قشر «فرزندان این مملکت» افزایش داد!

:six:6.«برای حضور بهتر در عرصه بین المللی و پاسخگویی به نیازهای اجتماعی در آموزش های علمی و تخصصی بهترین راه ممکن، آموزش غیر حضوری است.»
اگر شما معنی این استدلال را فهمیدید، ما هم فهمیدیم!

:seven:7.شعار یونسکو و تجربه در سایرکشورها
تغییر شعار یونسکو از «آموزش برای همه» به «آموزش دانشگاهی برای همه» در کنار تجربه کشور های دیگر نیز جزو استدلال موافقین بود. اما به تمایز روش جاری در سایر کشورها با روش ایران اشاره ای نمی شد. این که حق انتخاب برای ورود به دوره های حضوری و نیمه حضوری در نظام آموزشی آن ها یکسان است، اما در این جا به دلیل عدم پذیرش در دوره حضوری، سراغ نیمه حضوری اش می روند. ضمن آن که اتفاقا پروژه اخیر در تقابل باشعار «آموزش دانشگاهی برای همه» است؛ چرا که «همه» از فرزندان این مملکت خیلی بیشترند! در واقع شعار حضرات «آموزش دانشگاهی برای همه توانگران» است: دانا بود هر که توانا بود!

:eight:8.رقابت با دانشگاه آزاد!
ای کاش این رقابت در جنبه های کیفی بود: «رقابت با دانشگاه آزاد که تعداد پذیرفته شدگان آن بیش از دانشگاه دولتی است». یعنی تلاش برای عقب نماندن از دانشگاه آزاد به لحاظ کمی. حال اگر کیفیت، فدای کمیت شد که خواهد شد، به کسی مربوط نیست. آیا تعداد دانشجو هم چیزی است که بر سر آن رقابت کنید؟! حال به فرض که گوی سبقت را از دانشگاه آزاد ربودند و او هم در مقام پاسخ برآمد، فکر نمی کنید مجبور خواهیم بود کمی داوطلب کنکور استخدام کنیم؟! نه از این جهت که تمامشان جذب دانشگاه ها می شوند بلکه میلی برای کسب دانش ناموجود، باقی نمی ماند. دانشی که در پای یک رقابت جاهلی، ذبح شده است.

:nine:9.استفاده از وقت اضافی هیات علمی
در این باره از پنج شنبه ها و جمعه ها سخن گفته اند و سایر اوقات اضافی اساتید، که بدین وسیله پر خواهد شد. کسی نمی پرسد اگر اعضای محترم هیات علمی ما وقت اضافه ای دارند، چرا سطح پژوهش کشور را ارتقاء نمی بخشند و چرا به تعداد مقالات و تحقیقات خود نمی افزایند؟! آیا حضور مکرر در کلاس های درس، مستلزم تحقیق و پژوهش مستمر نیست؟ هر چند تدریس اساتید ارجمند در این دوره ها حالت اجبار ندارد؛ اما مشکلات مالی ایشان – که متاسفانه بر طرف نشده است – منجر به جذب اعضای هیات علمی به این سمت خواهد شد.

:diamonds:جالب این که مقامات وزارت علوم از غیر اجباری بودن این سیاست ها سخن گفته اند و پذیرش و اجرای آن را به تمایل هر دانشگاه منوط کرده اند و حتما به خوبی واقفند که طمع درآمدزایی از این طریق، به جان هر دانشگاهی که مقاومت کند، خواهد افتاد. چون با حسرت می نگرد که لبیک گویان به این سیاست ها، کاسه گدایی بر زمین می گذارند و در بند کسری ها و کمبودهای گذشته نیستند. چرا که نه، وقتی می شود هم شرکت تجاری بود و هم اسم دانشگاه را یدک کشید! تازه می توان کم کم از ظرفیت پذیرش دولتی کاست و هزینه دوره های نیمه حضوری را افزایش داد. چه کسی جلو گیری خواهد کرد؟ اصلا چه کسی این ظرفیت ها و هزینه ها را تعیین می کند؟

:small_red_triangle_down:گذشته از همه این ها، مهم ترین اشکال وارده را باید در بار روانی و معضلات فرهنگی ناشی از این پروژه جستجو کرد. نابغه های کشور و رتبه های برتر کنکور را در کنار کسانی می نشانند که حتی در آزمون دانشگاه آزاد هم توفیقی نیافته اند. امتیاز عده ای که با زحمت، به مکنت خویش تکیه دارند. و چون به بزرگی این امتیاز دقت کنی، به هر قیمیتی که بفروشند، حراجش کرده اند. جو دو گانه و جبهه گیری های متعدد، فضای دانشگاه ها را خواهد آکند و نهادی که از شر شکاف طبقاتی در امان مانده بود را، به دام آن می افکند. پس کجاست عدالتی که در قانون اساسی پیمان بستیم؟

والامر الینا!

 

برگرفته از نشریه خیزش، نیمه مهر ۸۲

فرستادن دیدگاه »

What is 9 + 9 ?
Please leave these two fields as-is:
IMPORTANT! To be able to proceed, you need to solve the following simple math (so we know that you are a human) :-)