جنبش دانشجویی سرگرم در بی‌هویتی

admin آذر ۱۶, ۱۳۹۷ ۰
جنبش دانشجویی سرگرم در بی‌هویتی

جنبش دانشجویی امروز نه مبارزات پیش از انقلاب با حکومت طاغوت را دیده، نه درگیری‌های داخلی پس از انقلاب و نه جنگ تحمیلی و نه…، تا چشم باز کرده خود را وسط دعواهای سیاسی دیده است و ناچار به طرفداری از یک طرف دعوا. بی آن که بداند برای چه، به او گفته‌اند این‌ها خودی هستند، آن‌ها ناخودی و بقیه هم نخودی! برخورد تو باید با خودی‌ها سوت و کف و صلوات و برای ناخودی‌ها هم هو و فحش و بد و بی‌راه باشد و تمام. و آن قدر درگیر سوت و کف و هوکشیدن‌ها شده که فرصت نکرده است یک دم بنشیند و به کار خود فکر کند، از ترس این که مبادا آن طرفی‌ها صدای‌شان بلندتر شود و این میدان مبارزه(!) به دست آنها بیافتد.
تمام هم و غمش شده جریان مقابل و برخورد صحیح یا غلط و به‌جا یا نابه‌جا با این جریان‌های ناهم‌سو. مدام نگران حرف‌ها، برنامه گرفتن‌ها و پیوستن دانشجویان به جمعِ آن‌ها است، آن قدر که یک بار ننشسته با خودش فکر کند اگر حق با اوست، چرا از راه درستش وارد نمیشود و تنها به دنبال پاک کردن صورت مسئله‌ها است، آن طور که حتا فعالیت‌های در چارچوب قانون دیگران را هم برنمی‌تابد.
هر چند بخشی از این رفتارها به انفعال فکری و عملی برمیگردد که باعث می‌شود بخواهد کم کاری‌های خود را با بر هم زدن فعالیت‌های دیگران جبران کند و در نتیجه به اسم دغدغه‌مندی، بی‌تفاوت نبودن و دانشگاه دارد از دست می‌رود، به دنبال بدوی‌ترین شیوه‌های تقابل با جریان مقابل باشد.
هیچ‌گاه از خود نپرسیده یا شاید فرصت نکرده که بپرسد چرا به جای این دعواهای سرکاری، نباید یقه‌ی چند تا از این مسئولان را بگیرد و مورد سوال قرار بدهد؟ چرا نباید پرچم‌دار مبارزه با فساد، مطالبه‌گری، عدالت‌خواهی و… باشد؟ نیاز هم نیست خیلی بالا بالاها برود، می‌تواند از همین مسئولان دانشگاه شروع کند، ولی چه می‌توان کرد که منفعت‌گرایی آن چنان جای حق‌گرایی را گرفته است که اندک مطالبه‌گری‌های ظاهری نیز با وعده یا باجی ختم به خیر می‌شود؛ به هر حال بودجه‌ها هم، دست همین مسئولان محترم است! و البته همیشه خطرِ این که کار دست جریانات ناهم‌سو بیافتد هست. پس راحت‌تر است از حق کوتاه بیاییم و از ترس روی کار آمدن کسی بدتر از قبلی، در مقابل اشتباهات مسئولان کنونی سکوت کنیم.
دریغ از مقاله‌های بامحتوا و تحلیلی در نشریات و کارهای مبنایی وفکرشده در تشکلها و پی‌گیری و فریاد زدنِ مشکلات جامعه و دردهای مردم. و امان از تقلیل کارها در حد مناسک و مراسم، فعالیت‌های سیاسی در حد جار و جنجال و های و هوی و رشد معنوی در حد ظواهر دین و در نتیجه به فراموشی سپرده شدن بعد اجتماعی و تمدن‌ساز اسلام که خود مبنای شکل‌گیری انقلاب اسلامی بوده است.
و در تمام این مدت در پس تمام این دعواها، دل‌خوشی برای دشمنان حقیقی جنبش دانشجویی بوده است که با خیال راحت تماشاگر و آتش‌بیار این معرکه بوده‌اند و سرخوش از این که دانشجویان آن‌چنان سرگرم هم‌دیگر هستند که کاری به فساد، بی عدالتی، فقر و تبعیض موجود در جامعه ندارند.

 

فرستادن دیدگاه »

What is 7 + 2 ?
Please leave these two fields as-is:
IMPORTANT! To be able to proceed, you need to solve the following simple math (so we know that you are a human) :-)