از پیروزی انقلاب اسلامی چه هدفی داشتیم…؟

admin مهر ۳, ۱۳۹۷ ۰
از پیروزی انقلاب اسلامی چه هدفی داشتیم…؟

آن چیزی که انبیا می‌خواستند این بود که همه‌ی  امور را الهی کنند؛ تمام ابعاد عالم را و تمام ابعاد انسان را، که خلاصه عالم است؛ عصاره عالم است. انبیا برای این آمدند که همه‌ی این‌ها  را الهی کنند. یعنی انسان، که خلاصه وعصاره‌ی همه‌ی   عالم است، یک انسان الهی بشود که وقتی که هر کاری می‌کند روی جنبه الهیّت بکند. انبیا این‌طور بودند که معاشرت‌هایشان هم جنبه‌ی الهی داشته است؛ ازدواج‌هاشان  هم جنبه‌ی الهی داشته؛ همه چیزهایشان؛ هر جهتی که ما به نظرمان یک جهت مادی حیوانی هست آن‌ها  این جنبه را انسانی، این جنبه را الهی کرده‌اند. اگر جنگ می‌کنند، جنگ‌هایشان  الهی است و برای اوست. اگر صلح می‌کنند صلح‌هایشان  هم الهی است و برای اوست. در مقابل طاغوت. یک جنبه الهی در مقابل طاغوت است. طاغوت همه چیزش مادی است؛ شیطانی است؛ معنویات را هم می‌کشد طرف مادیات و طرف دنیا. لکن آن‌ها  که تابع دستورات الهی هستند همین مادیاتی که همه از آن استفاده می‌کنند، همین مادیات را، یک صورت معنویت به آن می‌دهند؛ با جنبه معنویت به این‌ها  نگاه می‌کنند؛ همه‌ی عالم را به جنبه‌ی  الهیّت نگاه می‌کنند؛ همه را مظاهر خدا می‌دانند اگر محبت به مردم داشته باشد، نه به عنوان این که این پسر من است؛ دختر من است؛ این برادر من است؛ به آن عنوان معنویت که هست که بنده خداست؛ فرستاده خداست. شیطان عکس این است. طاغوت عکس این است. انبیا آمدند که مردم را از ظلمات به نور دعوت کنند.

 

چیزهایی که در عالم واقع می‌شود و ما باید از آن چیزها تنبه پیدا بکنیم، یکی از امور همین نهضت ایران است. از این نهضت ایران باید ما تعلّم پیدا کنیم؛ تنبه پیدا بکنیم. مطالعه کنیم در این نهضت ببینیم که این نهضت چه بود؛ برای چه بود؛ و چه شد که تا این جا پیروز شده است؛ و باید چه کرد که تا آخر پیروز بشود. نهضت‌ها در عالم خیلی بوده است؛ انقلابات در عالم خیلی بوده است؛ انقلاب در شوروی هم بود؛ انقلاب در فرانسه هم بود؛ انقلاب ایران با آن جا چه فرقی دارد؟ و انقلاب ایران برای چه هست، و انقلاب شوروی برای چه بود؟ مردم ایران چرا در خیابان‌ها ریختند و فریاد کردند و همه «الله اکبر» گفتند و فریاد کردند؟ قضیه‌ی این چه بود؟ آیا مردم ایران هم مثل شورشی‌های شوروی فریاد می‌کردند و علف می‌خواستند؟ فریاد می‌کردند و دنیا می‌خواستند؟ خونشان را جوان‌های ما برای این که یک زندگی مرفهی در دنیا داشته باشند خون می‌دادند؟ این می‌شود که یک کسی خودش را بکشد که زندگی‌اش خوب باشد؟ یا خیر، این یک نهضت الهی بود. نهضت مثل نهضت‌های آن‌هایی که به خدا اعتقاد ندارند یا آن‌هایی که نهضت‌هایشان نهضت‌های جهت مادی بوده است، نبوده است. نهضت ایران نهضتی بود که خدای تبارک و تعالی در آن نقش داشت و مردم به عنوان جمهوری اسلامی، به عنوان اسلام، به عنوان احکام اسلام، در خیابان‌ها ریختند و همه گفتند ما این رژیم را نمی خواهیم؛ و حکومت عدل اسلامی و جمهوری اسلامی می‌خواهیم.

 

دانشگاه مبدأ همه تحولات است. از دانشگاه، چه دانشگاه علوم قدیمه چه دانشگاه علوم جدیده، از دانشگاه سعادت یک ملت و در مقابل سعادت، شقاوت یک ملت سرچشمه می‌گیرد. دانشگاه را باید جدیت کرد، جدیت بکنید دانشگاه را درستش کنید، دانشگاه را اسلامی‌اش کنید. مملکت ما برای اسلام زحمت کشیده است و باید برای اسلام زحمت بکشد و می‌کشد و همه چیزش باید اسلامی بشود. همین توقع نباشد که دولت اسلامی باشد؛ خیر، همه چیز باید اسلامی بشود. همه قشرها باید قشر اسلامی باشد؛ که هرکس بیاید ببیند جمعیت را، ببیند که یک جمعیت الهی این ها هستند؛ یک جمعیت اسلامی این ها هستند. الآن وقتی است که خدای تبارک و تعالی ما را امتحان می‌کند. همین حالا. همین «عصر». ما الآن بعد از این که انقلاب به پیروزی رسیده است، تا حدودی الآن وقتی است که ما در امتحان هستیم که حالا که ما آزادی پیدا کردیم، این آزادی را صرف چه می‌کنیم.
 

تمام مقصد ما اسلام است. همه اسلام است، برای این که اسلام مبدأ همه سعادت ها و همه قشرها را از ظلمات به نور می‌رساند. ما می‌خواهیم یک جمعیتی نورانی پیدا بکنیم، یک قشرهای نورانی که وقتی وارد می‌شویم در یک دانشگاهی، عملش نورانی، علمش نورانی، اخلاقش نورانی، همه چیزش نورانی باشد؛ الهی باشد. پیروزی نه برای این است که ما برسیم به یک مثلاً آزادی؛ برسیم به یک استقلالی و منافع برای خودمان باشد، همین؛ همین دیگر تمام؟ حالا که دیگر منافع مال خودمان شد، دیگر کاری دیگر نداریم؟

 

این ها مقدمه است. همه‌اش مقدمه این است که یک ملت انسان پیدا بشود؛ یک ملتی که روح انسانیت در آن باشد پیدا بشود؛ تحول پیدا بشود در خود اشخاص. آن چیزی که مطرح است پیش انبیا انسان است. آن چیز، چیز دیگر نیست؛ انسان مطرح است پیش انبیا؛ چیز دیگر پیش انبیا مطرح نیست. همه چیز به صورت انسان باید درآید. می‌خواهند انسان درست کنند. انسان که درست شد، همه چیز درست می‌شود. رژیم ها، به تبع خارجی ها، می‌خواستند که در این ممالک شرقی انسان درست نشود. آن ها از انسان‌ می‌ترسند.آن‌ها می‌خواهند که یک انسانی پیدا نشود. انسان اگر پیدا شد، زیر بار زور نمی رود. انسان اگر پیدا شد، منافع مملکتش را به خارج نمی‌دهد. امین است انسان. انسان برای خدا کار می‌کند و برای خداست. زندگی‌اش برای خداست و مردنش هم برای خداست. یک همچو موجودی ممکن نیست که برای اجانب خدمت بکند و به ضد کشور خودش قیام بکند. این ها نخواستند در دانشگاه‌های ما انسان درست بشود. از انسان می‌ترسیدند. کوشش کردند که نیروی انسانی ما را نگذارند رشد بکند؛ نیروی انسانی ما را نگذارند جلو برود؛ کوشش کردند؛ با هر ترتیبی که توانستند؛ با هر نقشه‌ای که داشتند. عمده کارشان روی انسان ها بود که انسان ها را نگذارند رشد بکنند. وقتی انسان تربیت نشد در یک مملکت، وقتی تمام نظر یک فرد به مادیت بود، وقتی تربیت، تربیت مادی بود، خوب، این آدم می‌خواهد که دارای یک پارک باشد، این از هر راهی شد بشود؛ این فرقی به حالش نمی‌کند. برای این که مادی است. آدم مادی همین جهت ماده را نگاه می‌کند؛ کار ندارد که این ماده، این پارکی که پیدا شده است، این اتومبیلی که پیدا شده است، از کجاست. هر چیز خودش را می‌خواهد، به مبدأش کار ندارد. انسانِ الهی است که اگر چنان چه یک چیزی را به او بدهند، می‌پرسد از کجاست؛ چه هست؛ استفاده این آیا صحیح است یا نه؛ این اتومبیل آیا از راه حلال است یا حرام؛ خیانت است یا امانت. این انسان است که این چیزها پیشش مطرح است؛ ما هم این را می‌خواهیم. این اشتباه است که ما می‌گفتیم که، یا می‌گوییم که، رژیم نباشد بس است دیگر؛ استقلال باشد بس است؛ آزادی باشد بس است. نخیر، مسئله این نیست. ما همه این ها را فدای انسان می‌کنیم. ما انسان می‌خواهیم. همه فدای انسان. انسان وقتی درست بشود، همه چیز درست می‌شود.

 

شما دانشگاهی ها کوشش کنید که انسان درست کنید. اگر انسان درست کردید، مملکت خودتان را نجات می‌دهید. اگر انسان متعهد درست کردید، انسان امین، انسان معتقد به یک عالم دیگر، انسان معتقد به خدا، مؤمن به خدا، اگر این انسان در دانشگاه‌های شما و ما تربیت شد، مملکتتان را نجات می‌دهد. بنابراین، کار، کار بسیار شریف، و مسئولیت، مسئولیت بسیار زیاد. الآن این مسئولیت به دوش ما و شماست. این‌ مسئولیت بزرگ، یعنی سعادت ملت را شما و ما باید بیمه کنیم: قشر روحانی و قشر دانشگاهی. سعادت ملت را شماها باید بیمه کنید. این مسئولیت به دوشتان آمده، نرفتید زارع بشوید. اگر زارع بودید مسئولیت داشتید، اما نه این مسئولیت را. اگر یک کاسبی بودید مسئولیت داشتید در حدود شعاع خودتان؛ اما الآن مسئولیت، مسئولیت یک ملت است؛ مسئولیت یک کشور است. مسئولیت برای اسلام است. مقابل خدا، الآن همه مسئولیم. باید همه ما کوشش کنیم، دانشگاه کوشش کند، دانشگاه‌های دینی کوشش کنند، دانشگاه‌های علمیِ شما کوشش کنند، انسان درست کنند همه دنبال این باشید: انسان.

گزیده ای از بیانات امام خمینی(ره) در دیدار استادان و دانشجویان دانشگاه شیراز  ۱۶ خرداد ۱۳۵۸

فرستادن دیدگاه »

What is 15 + 10 ?
Please leave these two fields as-is:
IMPORTANT! To be able to proceed, you need to solve the following simple math (so we know that you are a human) :-)