کرسی آزاد اندیشی «دانشجو و عدالت خواهی»

admin اسفند ۷, ۱۳۹۶ ۰
کرسی آزاد اندیشی «دانشجو و عدالت خواهی»

این جلسه از کرسی آزاداندیشی در ۷اُم اسفند ماه۹۶ در دفتر مجمع دانشجویان حزب ا… با حضور فعالان این حوزه و جمعی از دانشجویان برگزار شد.
در ادامه گزیده‌ای از صحبت‌های مهمانان برنامه آقایان فرهاد بیضایی و امیر تفرشی از فعالان پیشین جنبش عدالت‌خواه دانشجویی و محمدحسین صبوری، عضو شورای مرکزی جنبش عدالت‌خواه دانشجویی آورده شده است.

 

فرهاد بیضایی: در سیستم عدالت‌خواهی همیشه شما را وارد یک سری دعواهای سرکاری می‌کند برای این که شما از آن مسئله، نگاه‌تان مغفول باشد. همیشه آدم‌های دگم‌اندیشِ ریش‌مغزِ ابزاردست‌بشویِ جریانات سیاسی وجود دارد که در مسیر به شما هزار تا انگ می‌زند. در جریان اسلام هم نگاه بکنید این جریاناتی که دنبال فساد و فسادخیزی بودند، به دنبال انگ‌زدن به کسانی بودند که دنبال عدالت‌خواهی بودند، مبارزه با فساد بودند؛ به ابوذر انگ زدند… به بقیه انگ زدند… .

چند بار امام گفتش نگذارید پیش‌کسوتان جهاد و شهادت در پیچ و خم زندگی گم بشوند؟ بروید نگاه کنید الان وضعیت زندگی خیلی از این‌ها چه طوری است؟ در پیچ و خم Penthouseهای شمال شهر خودشان را گم کرده‌اند. این که شما عَلَم را بلند کنی باید بدانی در این راه سنگ هم می‌خوری؛ اثر گذاری هم می‌توانی داشته باشی. ما در مسیر مناسبی قدم برداشتیم؛ الآن سردار سپه‌اش هم محاکمه می‌شود؛ فلانی هم محاکمه می‌شود؛ معاون رئیس جمهورش محاکمه می‌شود؛ حالا زورش به داداش رئیس جمهور نمی‌رسد؛ زورش به داداش رئیس قوه‌قضاییه نمی‌رسد، ولی خب آن‌ها گام های بعدی است.
باید یک جا به‌ایستیم و از این انگ زدن نترسیم. اصلن من ضد ولایت فقیه، بعدش چه؟ دلیل می‌شود پدر شما که مثلن امام جمعه‌ی ایلام است، ماشین فلان داشته باشد؟ تولد بچه‌ی شما عالم وآدم دعوت بشود…؟ هزینه‌ی این‌ها از کجا دارد در می‌آید؟ آن هم تو ایلام با ۲۵درصد نرخ بی‌کاری! خجالت نمی‌کشی؟! تو منصوب رهبری هستی! من ضد ولایت فقیه هستم یا توی آخوند که از اسلام بویی نبردی؟! می‌گویند این‌ها اسلام منهای روحانیت می‌خواهند؛ می‌گویم باز این به مراتب به‌تر از روحانیت بدون اسلام است.

بخواهی صدایت را بلند بکنی، مطالبه‌گری بکنی، وسط کار انگ می‌خوری؛ چرا؟ چون رسانه دارد؛ سپاه رسانه دارد؛ بخواهی گیر بدهی به سردار سپاه و این یکی و آن یکی نمی‌گذارند. قوه‌قضاییه رسانه دارد. بعد با حرف‌های کلیشه‌ای شده‌ی رییس قوه‌قضاییه مثلن منصوب رهبری است. خب، باشد. برای من جالب است این حرف‌ها را جریاناتی دارند می‌گویند که خودشان بزرگ‌ترین انتقادات را به رهبری دارند. ما هم حال‌مان از صداوسیما به هم می‌خورد؛ نمی‌خواهیم مدافع باشیم، ولی چرا آن منصوب رهبری بزرگ‌ترین انتقادها به‌اش می‌شود ولی به آن منصوب رهبری نباید بشود؟ ما به رییس صداوسیما یا شوای انقلاب فرهنگی یا سازمان تبلیغات، این‌هایی که منصوب رهبری هستند، به این‌ها گیر بدهیم تازه انقلابی می‌شویم، ما را روی دست می‌گیرند، نشریه و سایت در اختیارمان می‌گذارند و… ولی همین که می‌گویی فلان امام جمعه، می‌گویی آقا رییس قوه‌قضاییه، می‌گویند شما می‌خواهید آقا را بزنید. شما رییس صداوسیما را نقد می‌کنید، نمی‌خواهید آقا را بزنید، ما می‌گوییم رییس قوه‌قضاییه، داریم آقا را می‌زنیم؟!

این که می‌گویید قسط و عدالت دغدغه‌ی مردم نیست، یک گزاره‌ی کاملن اشتباه است قسط و عدالت یک مقوله‌ی فطری است. این که عدالت را از زبان تو نمی‌پذیرد، چون تو و من را قبول ندارد؛ یک بخش ریشه این جاست. ما برای این دانش‌جو و این دانش‌گاه – نمی‌گویم برای جامعه ممکن است نداشته باشیم- برای بخشی از این جامعه، مرجعیت نداریم. ممکن است اگر آقای X بگوید، همه بپذیرند که بله ما الآن همه عدالت‌خواهیم و… . نمی‌دانم، ما مماشات کردیم، عدالت‌خواه واقعی نبودیم، آن جایی که باید می‌آمدیم پای کار اصلن نبودیم، ندیدم… . این که آقا می‌گوید الگوی شما باید امیرالمؤمنین باشد، ما امیرالمومنین را فقط در صفین و نحروان و این جور چیزها دیدیم. شناخت‌مان از امام علی کتاب و این‌ها هم نبوده که مثلن کتاب «علی کیست» فضل‌اله کمپانی را هیچ کدام‌مان نخواندیم، فقط در حد همان مثلن سریان امام علی(ع) میرباقری بوده است. می‌گویند تو اصلن عدالت‌خواهی‌ات واقعی نیست که من بخواهم تو را مرجع فکری خودم بدانم. قسط و عدالت فطری است؛ جامعه نسبت به شما بی‌اعتماد است. جامعه شما را قبول ندارد.

دیده شما شعار عدالت‌خواهی را دادید؛ ریاست جمهوری را گرفتید؛ یکی شد هیئت مدیره‌ی ایساکو، یکی شد هیئت مدیره‌ی سایپا؛ خانه‌اش کجا بود؟ خانه‌اش توی یک زیر زمین بود، فلان جا؛ الان خانه‌اش تو زعفرانیه است! توی دوره‌ی احمدی نژاد این کار را کردند یا نکردند؟ آیا این عدالت‌خواهی تو بوده است؟

بروید اقدام عملی نشان بدهید که دغدغه‌ی شما را ببیند. آقا دردش سربازی است؛ سربازی توی این کشور ظلم است؛ شما برای سربازی چه قدر حرف زدید؟ ازدواجش دیر شده؛ کار ندارد؛ ظلم است. کدام‌تان فریاد زدید؟! پسر ما الآن سی-چهل سالش می‌شود زن می‌گیرد، دختر ما بالای سی سال می‌خواهد ازدواج بکند، بعد شما می‌خواهی بحث درمورد توسعه‌ی کشور یا عدالت‌خواهی یا معیشت یا غیره کنی؟ بعد منابع کشور ما کجا می‌رود؟ دارید می‌بینید چه اتفاقی می‌افتد، کجا می‌رود. مدیرهای نسل بعدی کشور کجا هستند؟ چه امید و انگیزه‌ای وجود دارد؟

می‌گویند نخبگان ما می‌روند فلان جا، هلند، کانادا، آمریکا… . جوان می‌گوید من چه این جا هیچ چیز نداشته باشم، چه تو هلند؛ چه این جا آدم نباشم، چه تو آمریکا؛ چه این جا شهروند درجه دو باشم؛ چه تو آمریکا؛ فرقی نمی‌کند.

امیر تفرشی: این مسئله‌ی عدالت و موضوع عدالت‌خواهی چه میزان الآن توی دغدغه‌ی بچه‌های دانش‌جو هستش؟ این (صحبت‌های اخیر حضرت آقا در مورد عقب ماندن انقلاب در بحث عدالت) حرف جدیدی بود یا یک دفعه همه حواس‌شان جمع شد؟
ما اگر تشخیص ندهیم نیاز جامعه را، مسئله‌ی‌ جامعه را تشخیص ندهیم، برویم تو عالم خودمان بگوییم این موضوع اصلن یک موضوع اسلامی، یک موضوع ایدئولوژیک، یک وظیفه است ولی اگر تشخیص ندهیم این الآن مسئله‌ی جامعه هست یا نه، اگر برویم به‌اش بپردازیم، همه‌مان سر کاریم. جامعه دارد یک جای دیگری دست و پا می‌زند، ما آمدیم داریم در مورد یک موضوع سر کاری صحبت می‌کنیم.

ما اگر در همین دوره، متناسب با همین دوره، اگر بیاییم بنشینیم یک چیزهایی در موردش بحث و دعوا بکنیم، برویم در خیابان ببینیم که داد می‌زنیم، کسی اصلن توجه‌ای نمی‌کند. بعد ممکن است این احساس به‌مان دست دهد که جامعه حساسیت خودش را از دست داده یا سطحی شده است. این ما را از جامعه تفکیک می‌کند. مهم‌ترین چیزهایی که در آن حوزه هست می‌رویم به‌اش می‌پردازیم، سروصدا می‌کنیم، انگار نه انگار یک نفر به‌اش یک تلنگر زدی، واکنش ندارد. این موضوع‌شناسی به نظر من خیلی مهم است.

 عدالت به تعبیر عمومی این است که ما یک جامعه‌ی متعادلی داشته باشیم به صورت خلاصه… . چرا؟ چون که در باطنِ یک جامعه‌ی متعادل، مردم آرامش و فرصت تعالی پیدا می‌کنند. حالا هر چیزی این تعادل را به هم بزند می‌شود ناعدالتی این می‌تواند در مسئله‌ی معیشت باشد؛ در آزادی‌های سیاسی باشد؛ موضوع مطبوعات باشد؛ این می‌تواند موضوع دستگاه قضایی باشد؛ این می‌تواند موضوع مؤسسات مالی باشد؛ هر موضوعی که جامعه را از حالت تعادلش خارج بکند، آرامش روحی و روانی و مادی مردم را به هم بریزد، این ناعدالتی است، باید با آن مبارزه کرد. هر کس به دنبال عدالت‌خواهی هستش، باید بداند این نقاطی که تعادل جامعه را به هم می‌زنند، کجا هستند. این نقاط شناسایی بشود، برای رفع کردن آن تلاش بشود… . این که برویم در بحث‌های تئوری و این‌ها، دوباره می‌رویم در عوالم خودمان. ما باید در دوره‌ی خودمان نقاط خارج کننده‌ی جامعه از تعادل را شناسایی بکنیم، تلاش بکنیم برای رفع این مشکلات، این می‌شود اصل عدالت‌خواهی. اگر مسئله‌ی فساد است، مسئله‌ی قوه‌قضاییه است، اگر مسئله‌ی نظام اقتصادی است، آن موقع شما می‌بینید برای این که یک مقدار ریشه‌ای‌تر هم به موضوع نگاه بکنید، تلاش می‌کنید محصول‌هایی که در جامعه به وجود آمده از یک فرایند آن‌ها اصلاح بشوند اما این‌ها یک ریشه‌هایی دارند؛ اگر آن ریشه‌ها را شما حل‌اش نکنی، این میوه همیشه میوه‌ی خرابی خواهد بود؛ مثال نظام اقتصادی حاکم بر کشور، نه تمام ابعادش، یک نظام اقتصادی هستش که نابرابری تولید می‌کند. برنامه و بودجه‌ای که مثلن برای سال۹۷ دولت جمهوری اسلامی ارائه کرده، یک برنامه‌ی و بودجه‌ای هستش که محصولش نابرابری است؛ وقتی به ریشه‌اش نپردازی، هر روز یک جایی‌اش می‌زند بیرون. در صورتی که می‌روی بررسی می‌کنی برنامه‌ی یک دولتی در جمهوری اسلامی بر سر کار هستش که دارد پمپاژ می‌کند نابرابری اقتصادی را در جامعه؛ خب تا آن نگرش اصلاح نشود، محصولاتش هر روز به شکلی بیرون خواهد زد و به نظرم در این حوزه باید مهم‌ترین کار را شناسایی بکنیم.

محمدحسین صبوری: اولین مسئله‌ای که از ابتدا بوده و الآن هم هنوز داریم، با این که ادبیات‌ها عوض شده و شاید دیگر الآن مستقیمن نمی‌گویند، بحث استقلال جریانات دانش‌جویی است. استقلال به این معنی که در فضای دانش‌گاه کاملن متأثر از فضای بیرون دانشگاه به جای این که خود جریان دانش‌جویی بتواند تأثیر بگذارد بر بیرون، از بیرون دانشگاه تأثیر می‌گیرد؛ یعنی اگر یک اتفاقی که در بیرون دانشگاه رخ می‌دهد، یک تقسیم بندی سیاسی یک موضع گیری راجع به یک مسئله‌ی خاصی، دو جریان در بیرون دانشگاه مثلن دقدقه‌ی سیاسی کشور دارند، دقیقن باید تقسیم‌بندی‌شان در دانشگاه، در میان دانش‌جوها تشکیل شود.

آسیب شناسی اصلی این است که نگاهی که به جریان دانش‌جویی یا می‌شود گفت جریان نخبه‌گانی جامعه داشته باشیم این است که دانشگاه باید تأثیر بگذارد روی فضای جامعه؛ این از دل آن جمله‌ی امام که دانش‌گاه مبدأ تحولات است بیرون می‌آید؛ همین مسئله خود به خود خاصیت تأثیرگذاری جریان دانش‌جویی را پایین می‌آورد. جریان دانش‌جویی کاملن تأثیرپذیر شده است.

در یک مقطعی به صراحت تشکل‌های دانش‌جویی اعلام می‌کردند که مثلن ما چپ‌ایم ما راست‌ایم یا فلانی گفت این کار را انجام بده… و الآن به صورت غیرمستقیم -که یک جورایی به انگ تبدیل شده این مسئله‌ی اصلاح‌طلب-اصول‌گرا که خود هدهای جریان اصلاح‌طلب، اصول‌گرا می‌گویند که نه ما اصلن به اصلاح‌طلب و اصول‌گرا قائل نیستیم- و این حرف‌هایی که یک زمانی اصلن زده نمی‌شد و اولین بار جنبش می‌زد یا مثلن بچه‌های عدالت‌خواه می‌زدند الآن دیگر فراگیر شده است؛ یعنی در قامت حرف الآن همه دیگر دارند می‌زنند.

 در بحث عدالت اجتماعی و نسبت جریان دانش‌جویی با این مسئله، می‌توان آسیب‌شناسی دوم را بر روی اولویت گذاشت؛ یعنی اولویت‌بندی‌های جریان دانشجویی نسبت به اولویت‌های امروز جامعه و انقلاب این است که اولوییت‌بندی نداشت.

در دعواهای اخیر این است که این حرف شما حرف درستی است مثلن عدالت‌خواهی و ضد اشرافیت و این‌ها ولی مراقب باشید که این وسط مثلن عدالت به ضد ولایت یک وقت تبدیل نشود؛ عدالت مثلن آزادی را زیر سوال نبرد؛ این دعوایی است که همیشه بوده …
بحث اولویت‌بندی که الآن شرایط جامعه و شرایط انقلاب چه چیزی نیاز دارد و اولویت چیست این اولویت را معمولن همیشه جریان دانشجویی نمی‌شناسد… . باز نگاه می‌کنی در شرایطی که حاکم جامعه‌ی اسلامی آمده گفته در بحث عدالت کم‌کاری‌هایی صورت گرفته، باز ما می‌آییم نگاه می‌کنیم به این که آیا این مدل عدالت‌خواهی لطمه می‌زند مثلن به ولایت یا نه یا مدت‌ها این که اگر عدالت‌خواهی کنیم، تضعیف نظام است یا تقویت نظام. هنوز ما سر این مسائل مانده‌ایم؛ هنوز این دعواها یعنی حل نشده است.
از جمعین یک دانشگاهی دو درصد مثلن در تشکل‌ها فعال‌اند حتا در آن تشکل‌هایی که کارهای خنثا و این‌ها انجام می‌دهند؛ چه دغدغه‌ی حق، چه دغدغه‌ی باطل، یک فضای بی‌دغدغه‌گی وجود دارد و این حالا چند روزی که با هم هستیم را خوش باشیم و خوش بگذرانیم. دغدغه‌های اجتماعی کلن وجود ندارد، دیگر چه برسد دغدغه‌های عدالت‌خواهانه که دغدغه‌های به حقی باشد.

در یک مقطعی در دیدار دانش‌جویی رهبری صحبتی داشتند که اگر در یک مقطعی یک تعدادی دانش‌جو علم عدالت‌خواهی را بلند نکرده بودند، یک دولتی با شعار عدالت سر کار نمی‌آمد. شما الآن نگاه می‌کنی مثلن یک سری مسائل فرعی مطرح می‌شود؛ اولویت، مسائل فرعی می شود. الان کل جامعه بحث بی‌عدالتی هست؛ بحث تضاد طبقاتی دارد روز به روز بیش‌تر می‌شود؛ مفاسد روز به روز دارد بیش‌تر می‌شود؛ مفاسد در بحث حاکمیت، در مراجع تصمیم‌گیری مفاسد دارد انجام می‌شود ولی آن چیزی که دارد بزرگ می‌شود، ضریب پیدا می‌کند در جامعه، در رسانه، در فضای مجازی، بحث حجاب است، بحث روابط دختر و پسر است؛ آن چیزی که اهمیت دارد، مطرح نمی‌شود. مسائل فرعی را جا انداختن در جامعه، حاصل چیست؟ حاصل این است که ما نتوانستیم در این مسئله کار کنیم که الآن اولویت کشور آن جایی که ما داریم ازش لطمه می‌خوریم این بحث است، بحث فساد است.

 

فرستادن دیدگاه »

What is 4 + 6 ?
Please leave these two fields as-is:
IMPORTANT! To be able to proceed, you need to solve the following simple math (so we know that you are a human) :-)