کدامین آرمان؟ کدام جنبش و تشکل دانشجویی؟

محمدصادق کربلایی زاده فروردین ۲۷, ۱۳۹۶ ۰

امروزه در فضای دانشگاهی تشکل‌های دانشجویی گوناگونی، با نام‌های مختلف -که هرکدام در کنار نام خود پس‌وندی را یدک می‌کشند- فعالیت می‌کنند که اغلب داعیه‌ی اسلام و انقلاب و فرهنگ را دارند. شاید شعار و نام‌گذاری، نخستین قدم برای رسیدن به اهداف و مشخص‌کننده‌ی آرمان‌های یک تشکل باشد اما به‌قطع، دلیل و تضمینی برای قدم برداشتن و حرکت در آن مسیر نخواهدبود. هیچ تشکلی به صرفِ یک نام، آن نخواهد شد که می‌گوید و یا می‌خواهد باشد. نباید تصورکرد با عضویت در یک تشکل، ما نیز آن‌گونه خواهیم شد یا آن جا، همان گونه هستند و حرکت در آن جا به نحوی است که ما را هم، آن‌گونه می‌کند، بلکه هر لحظه باید به خویش مظنون باشیم که مبادا در حال دور شدن از آرمان‌هایی باشیم که برای رسیدن به آن‌ها، گِرد هم جمع شده‌ایم.
گاهی این اشتباهات از نبود شناخت صحیح نسبت به هدف، ناشی می‌شود. گاهی ما با شناخت ناقص از یک هدف دل‌بسته‌ی آن می‌شویم و به خیال خودمان داریم به سمتش می‌رویم، بدون آن که درست آن را شناخته‌باشیم (و یا درصدد شناخت آن هدف و آرمان باشیم). گاه آن‌قدر غرق در درگیری‌های جانبی و کارهای اجرایی می‌شویم که آن آرمان‌ها را فراموش می‌کنیم و یا آن‌قدر فعالیت های باطل از دیگران می‌بینیم که می‌پنداریم ما دیگر هر چه می‌کنیم، خوب است. گاه آن‌چه که باید واسطه و وسیله‌ای برای رسیدن به هدف باشد، خود هدف قرارمی‌گیرد. گاه آن‌قدر دلبسته‌ی راه می‌شویم و می‌کوشیم که توجه دیگران را به این راهِ هرچند درست، جلب کنیم که مقصود نهایی را از یاد می‌بریم و رسالت حقیقی خویش را فراموش می‌کنیم.
یکی از فلسفه‌های وجوی تشکیلات این است که خودمحوری افراد از میان برود، نه این که این خودمحوری جای خودش را به تشکل‌محوری بدهد. تشکیلات بایستی افراد را حق‌محور باربیاورد و جهت حرکت به سوی حق باشد که اگر این گونه شد تفرقه‌ها و اختلافات هم از میان خواهدرفت.

شهید بهشتی سه روز پیش از شهادتش در آخرین رهنمود تشکیلاتی خویش، این‌گونه می‌گوید:
«ما همچنان بر داشتن یک تشکل پافشاری داریم، اما شرط آن تشکل این است که باید پاسدار ارزش‌ها باشد، نه پاسدار خود. نگهبان ارزش‌ها باید نه نگهبان خود؛ هر وقت این تشکل به جای آن که نگهبان ارزش‌ها باشد و تلاشگر در راه ارزشها باشد، به جای آن که خداپرست و حق‌پرست و حق‌خواه و کمال‌دوست و کمال‌خواه باشد، خودخواه شد، آن یک طاغوت می‌شود، و چه به‌تر که چنین طاغوتی بر سر راه امت نباشد. بر همه‌ی ماست که دائماً مراقبت کنیم این تشکل ما خودخواه نشود، همیشه خداخواه بماند و این با خودسازی مداوم یک‌یک ما و با مراقبت مداوم یک‌یک ما، بر مجموعه و بر وجود سیال تشکیلاتی ماست.
تشکل باید سازنده‌ی ما، آسان کننده‌ی خودسازی برای ما و کمکی به سیرالی الله برای شرکت‌کنندگان در این تشکل باشد. هر وقت یکی از ما یا جمع ما به تشکلمان مشغول و سرگرم شدیم، چنین تشکلی لهو می‌شود. و باید از او پرهیز کنیم. زیرا ما را از یاد خدا دور می‌کند. اگر همه‌اش به فکر تشکیلاتمان باشیم. اگر تشکیلات برای‌مان آن‌قدر محبوب شد که جانشین خدا و حق شد این حالت لهو پیدا می‌کند که «ینهی ذکرالله» است و آدم را از یاد خدا غافل می‌کند.

بنابراین شرط اول این است که ما تشکیلات‌پرست نشویم؛ طاغوت و خودخواهی تشکیلاتی پیدا نکنیم. شرط دوم این که ما ممکن است تشکیلات‌پرست نباشیم اما سرگرم تشکیلات باشیم؛ لهو یا سرگرم هم نشویم ولی از خودسازی باز بمانیم.
شرط سوم این که این تشکیلات به درد مردم بخورد، نه این که یک بار باشد بر دوش این جامعه که در آن هنگام لغو می‌شود. این تشکیلات الان مقداری هزینه می‌برد، مقداری نیروی انسانی می‌برد، روی این تشکیلات سرمایه‌گذاری می‌شود. اگر این تشکیلات به درد این مردم نخورد لغو می‌شود و ما هم اگر اهل ایمانیم باید از لغو گریزان باشیم. «عن اللغو معرضون».
این تشکیلات نه باید بت باشد و نه باید لغو باشد و نه باید لهو باشد.»

اگر مدعی هستیم مبنای کار ما، اسلام و انقلاب است، باید دید چقدر ما به دنبال آن هستیم که نسبت به اندیشه‌ی ناب اسلام و نه اندیشمندان مسلمان، شناخت پیدا کنیم؛ چقدر نسبت به این موضوع مطالعه و پژوهش داریم و برایش وقت می‌گذاریم. آیا نگریسته‌ایم که هدف اصلی اسلام و پیشوایان الهی از آغاز تا کنون چه بوده‌است و درصدد بوده‌اند که مردم به سمت و سوی چگونه جامعه‌ای حرکت کنند؟ بدون شناخت از اسلام ناب چگونه می‌توان از آرمان‌های اسلام و انقلاب دم زد؟ صرف فعالیت کردن و از آرمان ها دم زدن بدون شناخت حقیقی از هدف چه بسا که ما را به جای رساندن به مقصد، هر چه بیش‌تر از آن دور کند و چه بسیار گروه‌ها و افرادی که به اسم اسلام و -دانسته یا ندانسته- در خلاف جهت اسلام حرکت کرده‌اند و می‌کنند. امر به معروف و نهی از منکر و محاسبه‌ی عمل‌کرد، همیشه لازم است. هر چه‌قدر که فکرکنیم ما عمل‌کرد صحیحی داریم و در این میان بهترین کار را انجام می‌دهیم، بیش‌تر باید بترسیم که مبادا بی آن که خودمان بدانیم از راه خارج و مشمول این آیات قرآن شده‌باشم: «قُل هَل نُنَبِّئُکُم بِالأَخسَرینَ اَعمالاً* الَّذینَ ضَلَّ سَعیُهُم فی الحَیاهِ الدُّنیا وَ هُم یَحسَبُونَ أَنَّهُم یُحسِنُونَ صُنعاً». مبادا خوب و بزرگ بودن هدف، باعث خودٌ خوب‌پنداری و خود بزرگ‌پنداری در ما شود و ما را از اشتباهات و خطاهای خویش غافل کند.

فرستادن دیدگاه »

What is 13 + 15 ?
Please leave these two fields as-is:
IMPORTANT! To be able to proceed, you need to solve the following simple math (so we know that you are a human) :-)