این مصاحبه را چاپ کنید

admin آبان ۸, ۱۳۹۰ ۰

خیزش نو: محمد خلج امیر حسینی دانشیار دانشکده برق و دارای دکترای مهندسی برق از دانشگاه علم و صنعت می باشد. ایشان تحصیلات کارشناسی و کارشناسی ارشد را نیز در دانشگاه علم و صنعت گذرانده. دکتر خلج از سال ۸۶ به سمت مدیریت فرهنگی دانشگاه منصوب شده و از سال تحصیلی ۸۹ و پس از تغییر شکل مدیریت فرهنگی و ایجاد معاونت فرهنگی در دانشگاه ها، به فعالیت در معاونت جدید فرهنگی مشغول است. موضوع فعالیت فرهنگی و نگاه مسئولان دانشگاه به این نوع فعالیت دانشجویان همیشه بین مسئولین و دانشجوها مورد بحث بوده و چالش های زیادی را در دانشگاه به وجود آورده است.

مصاحبه ای که در زیر می خوانید در سال تحصیلی گذشته با دکتر خلج انجام شده و به دیدگاه فرهنگی ایشان در دانشگاه، فعالیت کانون های فرهنگی، برگزاری اردوهای دانشجویی و … می پردازد.

آقای خلج، در ابتدا لطفا کمی از سوابق فرهنگی خودتان در دوران دانشجویی بگویید.

در دوران دانشجویی و قبل از مدیریت فرهنگی در دانشکده به کارهای فرهنگی علاقه داشتم و با فعالین فرهنگی دانشگاه در ارتباط بودم.

مثلاً در چه فعالیت­های فرهنگی دانشجویی شرکت می کردید؟

در اردوهای فعالین فرهنگی شرکت می­کردم و به هر حال با هم همفکری می­کردیم.

فعالیت های فرهنگی در دانشگاه نیازمند یک تعریف جامع از فرهنگ است. تعریف شما از فرهنگ چیست؟

سوال سختی است، البته فرهنگ در تخصص بنده نیست. هر کس تعریف خودش را دارد. به نظر من فرهنگ مجموعه­ای است از آداب و رسوم و رفتارها و آیین­هایی که مردم یک کشور دارند. این یک تعریف خیلی کلی است. فرهنگ در دانشگاه مجموعه­ای است از رفتارهای اجتماعی و هنجارهایی که بین دانشجویان و اساتید و کارکنان دانشگاه برقرار است و همچنین فعالیت­هایی که خارج از بحث های آموزشی انجام می­شود. این فعالیته­ها را به طور قانونی اسمش را فرهنگ گذاشته­اند.

حیطه کار شما در چه مسایلی است؟

حیطه کار ما طبق قانون در فضای عمومی دانشگاه است. شامل ارتباطات دانشجویان با خودشان، با اساتید و کارکنان و فعالیت­هایی است که به هر حال خارج از بحث­های آموزشی انجام می­شود. مثل برگزاری اردوها، مراسم­هایی که در دانشگاه انجام می­شود و نشریات­. این نوع فعالیت­ها قطعاً رفاهی نیست، قطعاً اداری نیست، قطعاً آموزشی نیست پس بهترین نام فرهنگ برای آن انتخاب شده است.

ما در عرصه فرهنگ نگاه های متفاوتی داریم. هرکس مولفه­های فرهنگی و شاخص­های متفاوتی دارد.از نظر شما شاخص های فرهنگی در دانشگاه چیست؟

یک شاخص­های کلی داریم یک شاخص جزئی. شاخص کلی ما انشاا… دین مبین اسلام است. اسلامی که در انقلاب اسلامی تعریف شده. ما این اسلام را اصیل می­دانیم و ریشه فرهنگ را در این اسلام می دانیم. و چون اسلام  شاخصه هر فعالیت فرهنگی را اسلامی بودن و حداقل خلاف اسلام نبودن می دانیم. اما در کنار این مسئله ما قانون را داریم که هر فعالیت فرهنگی که می­خواهد شکل بگیرد دارای آیین نامه­هایی است که البته فرض بر این است که قوانین هم بر اساس دین مبین اسلام و قانون اساسی نهاده شده است. بنابراین هر وقت پای قانون در میان می­آید ما می توانیم خیلی فعالیت­های گسترده ای رو داشته باشیم.

اسلام نابی که شما می فرمایید خیلی وسیع است اما در حال حاضر روش کار شما چیست؟

ما برای اینکه بتوانیم پاسخگو باشیم باید طبق قانون عمل کنیم. اگر می­خواهیم اردو برگزار بشود، نشریه منتشر بشود، هر فعالیت هنری انجام بشود برای هر یک از این موضوعات قانونی وجود دارد ما بر اساس قانون عمل می­کنیم تا شبهه سلیقه­ای بودن را از بین ببریم. یک دیدگاه کلی وجود دارد که همان بحث اسلامی بودن که فرض ما این است که قوانین بر اساس اسلام است و گرنه اگر غیر از این بود اصلاً وارد این حوزه نمی­شدیم. البته ما یک مراجعی داریم مثل نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه که سعی می­کنیم کلیاتی کارهای خود را با ایشان بسنجیم. این در واقع بینش ما و یکی از اصول کار ماست. که نه به طور کاملا رسمی بلکه عرفی این کار را انجام می­دهیم. البته نهاد در بعضی از جلسات رسمی حضور دارد. بنابراین یک اصلی که ما می­توانیم اطمینان داشته باشیم که  فعالیت­های ما خارج از مسیر اسلامی نباشد هماهنگی  با نهاد مقام معظم رهبری است. حداقل این است که کاری را انجام نمی دهیم که خدای ناکرده اشکالی از طرف نهاد بر آن وارد باشد.

یکی از اشکالات مهم در فعالیت های فرهنگی متوجه نگاه مهندسی در مقولات فرهنگ است. چون مهندس یک ذهن شکل یافته ای دارد که در حوزه اجرایی مسایل فرهنگی مشکلاتی را ایجاد می کند. آیا شما سعی کرده اید این مشکلات را بر طرف کنید؟

به هر حال هر فعالیتی یک سری قوانینی لازم دارد. هر فعالیتی چه فرهنگی و غیر فرهنگی، باید یک مهندسی روی آن اعمال شود.

این اعمال نظر چگونه انجام می گیرد؟

یک مقرراتی وجود داشته باشد که همه تکلیف خودشان را بدانند. یعنی نمی شود با یک تقاضا یک جور برخورد کرد با یک تقاضا مشابه دیگر یک جور دیگر. بالاخره باید ضابطه باشد. این یک اصل کلی است. البته تفاوت فرهنگ با بقیه فعالیت­ها این است که خیلی هم خشک نیست و درباره ارتباط افکار با یکدیگر است و در یک فعالیت باید بحث­های انسانی را هم لحاظ کرد.

بگذارید سوال را طور دیگر مطرح کنیم. همین مدرک مهندسی شما، چه تاثیری در عملکرد شما دارد؟

تاثیر غیر مستقیم دارد. اصولاً افرادی که در رشته­های فنی فارق التحصیل می شوند، نوع تفکرشان روی یک مسئله حالت مهندسی دارد و ما عادت کردیم که یک سری معادله داشته باشیم با یک سری مجهولات، و آن را حل کنیم. کسانی که تحصیلات فنی دارند معمولا اینگونه هست که هر مسئله­ای را، حتی مسائل کوچک زندگی­اش را به طور نا خود آگاه به صورت یک معادله حل بکند. یکی از نکات مثبت این نوع نگاه در تدوین آیین نامه­هاست.

آقای دکتر ما در مسایل مهندسی با اشیا سرو کار داریم که بی جان هستند. ولی در کارهای فرهنگی با انسان سرو کار داریم که از  شعور و احساس دارد. این تفاوت را چگونه برطرف می کنید؟

چاره­ای نیست که قوانین و مقررات را در روابط اعمال کنیم، چون ما با تنوع سلیقه­ها و تکثر فعالیت­ها مواجه هستیم. شما در نظر بگیرید که ما هر سال در دانشگاه صد و پنجاه اردو برگزار می­کنیم، صد و خورده­ای نشریه چاپ می شود، کانون­های مختلف هنری داریم خب سلیقه­ها متفاوت است پس باید قانون باشد. البته ما متعهد هستیم در برخوردها، صحبت­ها و قوانین، اخلاق اسلامی را رعایت کنیم.

ولی در مواقعی شما مفسّر قانون هم هستید. در آنجا هم این موارد را رعایت می­کنید؟

یک جاهایی قانون به مدیر اختیار داده است، مثلا شما وقتی می خواهید به یک اردوی کوه مجوز بدهید ما می­بینیم اگر هوا مساعد نیست و بارانی است، به آن مجوز نمی­دهیم ممکن است افراد هم از این اقدام، ناراحت شوند، ولی مجموعه تشخیص داده است که در این هوا اردو رفتن خطرناک است.

شما گفتید، ما در دانشگاه صد و پنجاه اردو داریم.  این هم یک دید مهندسی است، که معمولا خیلی از مسئولین به دنبال بیلان کاری دادن هستند و کمتر به کیفیت برگزاری مراسم ها دقت می کنند به نظر شما جه تعداد از این اردو ها و نشریه ها در دانشگاه موثر بوده است و به بالا بردن سطح فرهنگ کمک کرده است؟

من شخصا علاقه ای به بیلان کاری ندارم. بارها شده از وزارتخانه از ما آمار خواستند سخت ترین کار برای ما تهیه آمار هست. چون وقت زیادی از ما می گیرد. من وقتی تعداد اردوها را می­گویم منظور وسعت کار است.

حالا که علاقه ای به بیلان کاری و آمار ندارید،پس شاخصه فرهنگی شما چیست؟

به هر حال کمیت هم یک شاخص است. وقتی گفته می­شود در سال ۱۰ هزار نفر اردو می­روند با اینکه بگویند ۵ هزار نفر اردو می روند، فرق می­کند.

یعنی اردو بردن از نظر شما مهم است؟

بله.بالاخره اردو هم یک  فعالیت فرهنگی است.

الزاما اردو فعالیت فرهنگی نیست. بستگی دارد که چه فرآیندی در اردو انجام بگیرد.

ما اردو را بر اساس آیین نامه­ای اجرا می­کنیم که آن آیین نامه سعی کرده که به هر حال ضد فرهنگی نباشد پس اگر قبول کنیم که ضد فرهنگی نیست پس بالاخره بار فرهنگی دارد. ممکن است بار فرهنگی زیاد باشد یا کم باشد. بستگی دارد که چه برنامه ریزی برای اردو داشته باشند. برای مثال بار فرهنگی اردوی مشهد که در جوار بارگاه حضرت امام رضا صورت می­گیرد بار فرهنگی بالایی دارد و اردوی تفریحی بار فرهنگی دیگری دارد که با آن فرق می کند. ولی هیچ کدام ضد فرهنگی نیستند.

بار فرهنگی یعنی چه؟می توانید بیشتر توضیح بدهید.

یعنی بار مثبت فرهنگی. یعنی بالاخره کار فرهنگی است. یعنی یک واحد فرهنگی. مثل ولتاژ که می گوییم: یک ولت! این جا هم می گوییم واحد فرهنگ، یک فرهنگ!

اینکه تعداد اعضای شرکت کننده را ذکر کردید، درست است. اما شاید هزار نفر اردو بروند ولی روی ده نفر هم تاثیر فرهنگی لازم را نگذارد.

یک بحث کیفیت داریم و یک بحث کمیت. مدیران فرهنگی سعی می کنند کیفیت را بالا ببرند. البته نباید فراموش کرد، که دانشجویان و به خصوص تشکل­ها هم در این زمینه نقش دارند. اکثر تشکل­های دانشجویی دیدگاه خاصی دارند، که خودشان باید تصمیم گیر باشند. مدیریت فرهنگی و نهاد سعی دارند که فعالیت­ها را به سمت درست هدایت کنند.

آقای دکتر، مطمئنا اگر روش کار اصلاح نشود نوع نگاه هم اصلاح نمی شود. روش هم صرفا ظاهر نیست. متاسفانه اکثر مهندسین به قضیه خیلی سطحی نگاه می کنند. مثلاً در کانون ها شما بارها گفتید که کار سیاسی نباید بکنند. با توجه به اینکه دانشگاه باید سیاسی باشد و حق سیاسی بودن را کسی به کسی نداده است که حالا از او بگیرد، شما این نوع نگاهتان را چگونه توجیه می­کنید؟

ما کاری را انجام می دهیم که طبق قانون کسی نتواند به ما اشکال بگیرد. می دانید که در ۵ سال مدیریت فرهنگی نمی­توان کاری انجام داد که برخلاف قانون باشد. به هر حال برای هر تشکلی یا کانونی یک آیین نامه و اساسنامه تدوین شده است مثلا یک تشکل برای کارهای سیاسی به وجود آمده است، یک تشکل برای کار های فرهنگی و هنری … که این­ها همشان بر طبق آیین نامه­های وزارت علوم است که صریحا در آن آمده است، کانون­ها حق کارهای سیاسی ندارند.

این مطلب را در آیین نامه کانون­ها می­شود نشان دهید؟

بله، بله، تشکل­هایی که زمینه فعالیت آنها علمی، صنفی، ورزشی و سیاسی است از شمول این آیین نامه خارج هستند.

خب اینکه موضوع مشخصی است

کانون تئاتر باید فعالیت تئاتر بکند در زمینه­های غیر سیاسی.

همانطور که می­دانید هر فیلم و یا هر نمایشی یک داستانی دارد که مثلاً می­تواند اجتماعی باشد و باید موضوعی را مطرح کند و هر اثر هنری حتما باید دغدغه ای داشته باشد. متاسفانه توسط شما خیلی از کارهای اجتماعی،تعبیر سیاسی می شود، شما می­توانید بگویید که کانون های هنری کار اجتماعی نکنند؟

به هر حال ما باید به آیین نامه عمل کنیم بعد این تفسیر وزارت علوم هم است، همه­ دانشگاه­ها این طور است. اگر هر کانون هنری به کار تخصصی خود بپردازد و از اساسنامه خود دور نشود و وارد مسائلی که نظرهای متفاوتی وجود دارد نشود خب به نفع آن کانون است. یعنی وارد حاشیه­هایی نمی­شود که کار اصلی آنرا تحت تاثیر قرار دهد.

در ابتدای صحبت هایتان فرمودید: فرهنگ مورد نظر خود را اسلام ناب می دانیم. حضرت امام می گوید: هنری مورد قبول است که مطابق اسلام فقراى دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگانِ تاریخِ تلخ و شرم‏آور محرومیتها باشد. هنرى زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه دارى مدرن و کمونیسم خون آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگى، اسلام مرفهین بى‏درد، و در یک کلمه «اسلام امریکایى» باشد. خب این هنر چگونه در سیستم شما تولید خواهد شد؟

حضرت امام و دیگر بزرگان جملاتی دارند و این جملات باید در قالب آیین نامه­ها اجرا شوند.

رهبری هم یک جمله دارند، که دانشجو باید سیاسی باشد و در مورد مسایل سیاسی تحلیل داشته باشد.

هر دانشجویی خوب است که به شخصه تحلیل داشته باشد ولی تشکل فرق می­کند.

موضوع در مورد مصداق­ها نیست. در مورد قوانین است. رهبری یک جمله­ای دارند که: »هنر فقط برای هنر نیست«. شما این جمله را چگونه تفسیر می کنید؟

به هر حال هنر هم باید پیام فرهنگی داشته باشد.

آیا فرهنگ از اجتماع و سیاست جداست؟

اگر شما با این استدلال جلو بروید، ورزش کردن هم سیاسی می شود. بحث سر قانون و مقررات  است. فقط هم در دانشگاه ما نیست. یک سری مسایل است که دیگر برای همه ما جاافتاده است.

حتی اگر به غلط جا افتاده باشد؟

من نمی­خواهم در مورد غلط بودن یا نبودنش بحثی کنم.  البته من معتقدم این بحثی که می­کردم درست است. یک  عرفی وجود دارد که مرز کارها را روشن می­کند. مثلاً وقتی بحث سر جناح­ها مطرح می­شود این یک کار سیاسی است. ممکن است کار هنری انجام شود که در آن از جناح چپ، جناح راست، مسائل چالشی دولت و مجلس باشد که این کار سیاسی است. اما اگر کار فرهنگی در مورد تقبیح دروغگویی، تقبیح عدم امانت داری و یا تشویق صداقت انجام بپذیرد این سیاسی نیست.

ظلم ستیزی هم جزء اسلام ناب محمدی است

درست است اما وارد مصادیق شدن به هر حال سیاسی می شود.

آیا نباید در مورد بحث های روز جامعه، نمایشی اجرا شود یا فعالیت هنری انجام بگیرد؟

آیین نامه می­گوید که نباید کار سیاسی انجام بگیرد.

مثلا اگر در مورد دانشجوی پولی تئاتر اجرا شود، به نظر شما اشکال آن چیست؟

در زمینه هنری مسایل مختلفی وجود دارد که می توان به آنها پرداخت.به هر حال وقتی در آیین نامه آمده که نباید باشد، یعنی یک چیزهایی نباید باشد. من احساس می­کنم این مصاحبه فقط برای این بوده که یک تقاضایی آمده بوده و رد شده است.

می­خواهید مصاحبه را چاپ نکنیم؟

نه چاپ کنید.

بحث دیگری وجود دارد که می خواهیم درباره آن صحبت کنیم. در مورد آیین نامه اردوها آیا قانونی وجود دارد که بتوان اردوی مختلط برگزار کرد؟

خیر. چنین قانونی نداریم.

پس چرا چنین اردویی برگزار شده است؟

ببینید یک سری اردو داریم که اردوی درسی است و عنوان آن اردوهای علمی یک روزه است. اگر تشخیص داده شود که برگزاری این اردوها در دو نوبت بسیار سخت باشد مجوز برگزاری این اردوها داده می­شود. البته ما ناظرانی هم در این اردوها داریم.

می­توانند همه دانشجوها را در یک اتوبوس به اردو ببرند؟

اگر اردویی باشد که ۱۰ نفر خانم و ۱۰ تا آقا باشند از یک اتوبوس استفاده می­شود اما اگر تعداد زیاد باشد از چندین اتوبوس استفاده می­شود که مطلوب ما این است که تعداد نفرات اردو زیاد باشد تا تفکیک شود.

دیده شده که در اردویی مختلط به هنگام بازگشت، دانشجوها بدون همراهی استاد به دانشگاه بازگشته اند. این اتفاق را چگونه توجیه می­کنید؟

این جزء تخلفات اردو است.اگر قوانین اردو رعایت نشود با مسئولین اردو برخورد می­شود.

موضوع دیگر در مورد نشریه مدیریت فرهنگی، همانطور که می­دانید این نشریه در چند برگه گلاسه چاپ می شود. به نظرتان آیا هزینه­ای که بابت چاپ این نشریه پرداخت می­شود، زیاد نیست؟

بله ولی فقط همین شماره اینگونه چاپ شده است.

نه همان نشریه­ای که روی میز شماست شماره قبلی است که گلاسه چاپ شده است؟

یک شماره­اش حداقل نبوده است. من تذکر دادم که گلاسه چاپ نشود. به نظر من این اشکالات را شما باید با مدیریت فرهنگی که مسئول این نشریه است در میان بگذارید.

برای چاپ این نشریه از بیت المال هزینه می­شود. آیا از تیراژ این نشریه اطلاع دارید؟

دقیق نمی­دانم.

نشریه خیزش نو شماره ۶۴

فرستادن دیدگاه »

What is 5 + 12 ?
Please leave these two fields as-is:
IMPORTANT! To be able to proceed, you need to solve the following simple math (so we know that you are a human) :-)