فروز رجایی فر: حق ندارند به مجمع حزب الله بگویند چرا نقد کردی؟

admin دی ۷, ۱۳۹۰ ۰

خانم رجایی فر از دانشجویان که در ماجرای تسخیر سفارت آمریکا حضور داشتند. ایشان اکنون دبیرکل ستاد پاسداشت شهدای اسلام هستند.

خانم رجایی فر چندی پیش دانشجویان به سفارت انگلستان هجوم بردند نظر جناب عالی پیرامون این حرکت چیست؟

بحث بنده درباره سفارت و ماجراهای بعدی این بود که چون تصمیمی برای کاهش روابط از طرف مجلس گرفته شده بود و این موضوع خیلی از جهت سیاسی برای انگلیس با آن سوابق استعماری، اهانت آمیز تلقی می شد به نظرم نباید در این مقطع این اتفاق در سفارت صورت می گرفت. یعنی پیشنهاد من به دوستان این بود که تجمع و تظاهرات و اعتراضات مقابل سفارت انجام بشود اما خواسته ای که مطرح می شد این باشد که دولت هرچه زودتر مصوبه مجلس را به اجرا در بیاورد. چنان چه این کار از طرف دولت با بی توجهی مواجه می شد شاید آن موقع ما بتوانیم ورود به سفارت را آن هم تحت یک برنامه ریزی دیگر مانند اشغال لانه جاسوسی در اوایل انقلاب به اجرا در بیاوریم. این حرکت باید به گونه ای می بود که کسانی مثل نفوذی هایی که شاید بیایند یا مثلا خود دولت انگلیس یا هر کسی که می توانست به نحوی در انحراف این حرکت تاثیر گذار باشد از این حرکت مطلع نمی شد. در هر صورت با این نحوه که این کار انجام شد، من تایید نکردم و از همان اول با دوستانی که تماس داشتم با ایشان گفتم که به نظر می رسد که خیلی حرکت سنجیده ای که نبوده به کنار، قطعا یک حواشی ای را ایجاد می کند که مطلوب بچه ها نبوده است.

خانم رجایی فر بعضی ها این حرکت را با حرکت ۱۳ آبان ۵۸ مقایسه می کردند و با این همین موضوع را توجیه می کردند ؟

اولین فرق این دو حرکت این است که انگلیس و آمریکا با همدیگر قابل قیاس نیستند. بارها این را سفارش کرده و هشدار داده ام که نباید دوستان ما فرض کنند انگلیس یک دشمنی است و آمریکا هم یک دشمن دیگر. ما باید بدانیم که آمریکا- شیطان بزرگ- دشمن اصلی است و هر خصومتی که هر کشور دیگری با ما می کند ذیل دشمنی آمریکا با ما قرار می گیرد و البته ذیل دشمنی شیطان بزرگ با جهان اسلام. نباید از یاد برد ایران اسلامی با حکومت اسلامی و سیاست اسلامی خودش بزرگترین مشکل را از جهت ایدوئولوژیک و تئوریک برای هویت نظام آمریکا ایجاد کرده است. ما با این نگاه باید مواظب باشیم این انحراف ایجاد نشود که بگویند انگلیس و آمریکا یکی است.تفاوت دوم این است زمانی که بچه های همسن ما رفتند و سفارت را اشغال کردند به واقع این اتفاق نظر وجود داشت که آمریکا دشمن بزرگ است و آن حمایت عجیب مردمی که پشتش انجام شد و حمایت حضرت امام درست بودن آن کار را در آن مقطع نشان می داد که ما دیدیم در این قضیه این اتفاق نیفتاد.

تفاوت سوم این است که در آن زمان برنامه به صورت فوق محرمانه ریخته شد و اخبار پیوستن به این جریان بصورت سینه به سینه بین بچه ها نقل می شد. ولی مسیر رسانه ای که برای این تظاهرات انتخاب شده بود کلا مسیر متفاوتی بود و قرار نبود که فقط دانشجویان باشند. طیف های مذهبی و هیئت های عزاداری دعوت شده بودند و طبیعی است که وقتی از چند روز قبل این دعوت انجام شده بود هر کسی فرصت کافی داشت که یک برنامه ریزی برای مصادره کردن این حرکت به نفع خودش داشته باشد، حتی خود انگلیس.

مهمترین فرق این است که در آن زمان ما هیچ نهاد حکومتی نداشتیم غیر از شورای انقلاب و البته دولت موقت که در حقیقت وارث سیستم اداری نظام قبل بودند و داشتند سعی می کردند کشور را از دوران گذار به جمهوری اسلامی برسانند. شما در نظر داشته باشید ما قانون اساسی نداشتیم، مجلس نداشتیم، قوه قضاییه مان معلوم نبود به چه شکلی در خواهد آمد، اصلا معلوم نبود تثبیت قوا خواهیم داشت و ولایت فقیه به صورت قانونی نداشتیم. اما به محض اینکه قانون اساسی تصویب شد و ما روی کاغذ، فقط روی کاغذ دارای این نهادهای قانونی شدیم بلافاصله امام ماجرا را به مجلس واگذار کردند و گروگان ها را به مجلس واگذار کردند که نماینده های مردم هستند. نگفتند که دانشجوها گروگان گیر بودن خودشان هم کار را پیش ببرند. این حق را به نمایندگان مردم دادند. در آن زمان بچه ها نشستند و با توجه به اینکه از تصمیمی که گرفته شده بود راضی نبودند، تبعیت کردند و تصمیمی که نمایندگان مردم در مورد گروگان ها گرفتند اجرا شد.

حالا ما امروز در کشور مجلس داریم. مجلسی که تصویب کرده روابط کاهش پیدا کند. یک حرکت نیمه انقلابی را از نهادهایی که به هر صورت در آنها ضعف می بینیم و خودمان همیشه معترض آن ها هستیم دیدیم. چطور شد که بچه ها آمدند تصمیم گرفتند که از مجلس پیشی بگیرند؟ می شد که دانشجویان مجلس را نقد کنند و در همان اعتراضات اعلام کنند که ما به مصوبه شما راضی نیستیم و قطع کامل روابط را می خواهیم. همین نکته تفاوت دیگر این حرکت با ۱۳ آبان است، که یک نهاد قانونی که همان موقع امام به آن ارجاع داده بودند الان تصمیمی گرفته که بچه ها آمدند و در مقابلش اینگونه عمل کردند. من با ارتباط هایی که با دوستان دانشجو داشتم از چند شب پیش متوجه شده بودم که کسانی از این تصمیم مجلس به دلایلی ناراحت هستند و دلشان نمی خواهد که مجلس در جبهه مبازه با انگلیس قرار بگیرد. حتی به خاطر مسائل انتخاباتی، که ما پیشرو داریم. این دوستان چون از شخصیت هایی مثل آقای لاریجانی یا آقای قالیباف خوششان نمی آید تصمیم شان این بود که مجلس نباید علمدار مبارزه با انگلیس باشد یا شهرداری علمدار مساله باغ قلهک شود. این نکته مهمی است. بعضی انگیزه ها متاسفانه از این ناحیه شروع می شد و این افراد اثر گذار بودند. ضمن اینکه من این موضوع را به همه بچه ها نسبت نمی دهم. کسانی که این نگاه را داشتند به نظر من جزو فعالین اشغال بودند و کسانی بودند که بعدا ازاین حرکت کاملا دفاع می کردند و حتی از شیوه اش هم دفاع می کردند.

تفاوت بعدی این حرکت و ۱۳ آبان این است که با وجود درگیری که بین دانشجویان و گروگان ها بود، در این حد که ما این تعداد گروگان گرفتیم و این مدت آن ها را نگه داشتیم در این میان حتی اگر یک لیوان می شکست بچه ها از خانه خودشان می آوردند و سر جایش می گذاشتند. این جور نبود که راضی باشند به اسم ملت ایران یک ضرری وارد بشود و اسم ملت ایران و هویت ملت ایران زیر سوال ببرد. یا اینکه ملت ایران با بیت المال به آن گردن کلفتی پاسخگو باشد که عمری منافعش را به نوعی دیگر تامین کرده و حالا هم پیروز میدان باشد هم از جهت بی هویت نشان دادن و مخدوش کردن فرهنگ و اعتقاد ما و هم از بابت هزینه ای که به آنها پرداخت می کنیم.

تفاوت های دیگری هم می توان برای این موضوع ذکر کرد. بچه ها به این فکر کنند که چرا امام از آن حرکت دفاع کردند اما رهبری از این حرکت دفاع نکردند؟ نگاه ما این است که اگر امام حسین (ع) بجای امام حسن (ع) بودند با معاویه صلح می کردند و اگر امام حسن (ع) به جای امام حسین (ع) بودند در کربلا می جنگیدند. رهبری وفادارترین فرد به راه امام می باشند. در آن زمان و اکنون باید یک نوع رفتار از این دو بزرگوار می دیدیم. چرا ما اینجا نمی بینیم که رهبری حمایت کنند؟ به خاطر اینکه حرکت بچه ها در زمینه غلطی انجام شده است. نه بدلیل اینکه امام انقلابی بودند و حالا رهبری به آن اندازه انقلابی نیستند. این عدم حمایت علنی نکته بارز تفاوت اشغال سفارت انگلیس و اشغال سفارت آمریکاست. حالا دوستان بنشینند توجیه کنند که ما سکوت را فلان گونه تعبیر می کنیم. نه، چه تعبیری! ایشان موافقت علنی نکردند. شما را تایید نکردند، تشویق نکردند. نکند می خواستید بچه های خودشان را در معرض عموم تنبیه کنند؟ حالا چون تنبیه نکردند و حیثیت بچه ها را خدشه دار نکردند بچه ها این را مصادره کنند به مطلوب خودشان که سکوت ایشان به دلیل رضایت ایشان است. خوب اگر راضی بودند چرا اجازه دادند نهادهایی بیایند بچه ها را بیندازند بیرون؟

نقش جنبش دانشجویی بعد از ماجرای سفارت چه بود؟ و نظرتان راجع به تخریب های گسترده بعد از حادثه چیست؟

نگذارید که این حرکت به تفرقه بین شماهایی که با مشقت جنبش دانشجویی را سر پا نگه داشته اید و فعالیت دانشجویی-سیاسی به نفع نظام می کنید بیانجامد. سیاست شاخص انگلیس در دنیا ”تفرقه بنداز و حکومت کن“ بوده است. نباید این نقطه که قرار بوده نقطه اعتلایی برای جنبش دانشجویی باشد به نقطه شکست تبدیل شود و تبدیل بشود به آن جایی که انگلیس بتواند از آن بهره برداری کند. حتی سر مصادره یک موضوع شکست خورده بین بعضی تشکل ها اختلاف افتاده بود که ما این حرکت را انجام دادیم، شما نباید بیانیه بدهید! در این سطح اختلاف ایجاد شده بود. خوب یک تشکل دیگر هم آمد نشست اصل برنامه را بررسی کرد که چقدر حساب شده بوده و چقدر به انحراف کشیده شده و چقدر اشتباه انجام شده، که فکر می کنم نامش مجمع دانشجویان حزب ا… بود. فکر می کنم این چند کار در آن شرایط بحرانی انجام شدند. هیچ کس حق ندارد به مجمع دانشجویان حزب ا… بگوید که تو چرا نقد کردی؟ به دلیل اینکه خودشان هم که بیانیه دادند اشتباهات بسیاری داشتند و اگر قرار است که کسی را سرزنش کنیم باید گفت تمام تشکل ها در آن اوج درگیری و فضای غبار آلود نتوانستند به تحلیل های خوبی برسند و موضع گیری های خوبی داشته باشند. مثلاً مجمع دانشجویان حزب ا… انتقاداتی را مطرح کرد که بسیار درست بود ولی زبانی را انتخاب کرد که غلط بود. می توانست همان مطالب را بدون آن کلمات خاص مطرح کند و آسیب شناسی کند که بچه ها هم واکنش در مقابلش نداشته باشند. اما آن واکنش ها هم واکنش غلطی بود چون دوستان می دانستند که کار اشتباهی انجام شده ولی به اتفاق می گفتند که از این کار غلط دفاع کنیم که بهره برداری تبلیغاتی از این عمل بشود. حال سوال من این است که یک کار غلط را ۱۰ تا علت غلط بیاریم می شود ۱۱ تا غلط. بهترین کار این است که وقتی شما فهمیدی کار غلطی است خیلی شجاعانه و مردانه و با اخلاق بگویید که ما خودمان بررسی کردیم که بله محیط احساسی بوده و… حتی وقتی آقای مکارم آمدند تذکر دادند که بچه مواظب باشید که ممکن است نفوذی بین شما باشد عده ای گفتند که آقای مکارم چرا خودشان را قاطی این مساله کردند. حتی اخلاق را در مورد ایشان رعایت نکردند. پس آن ها خود شایسته سرزنش هستند و حق ندارند یکی از تشکل ها را فقط مورد انتقاد قرار دهند. کلا نقش دانشجو و تشکل دانشجویی نقش انتقادی است و گاه مجبور است که از میان خودشان انتقاد کنند. این که نکته بدی نیست و به ارتقا کمک می کند.

فرستادن دیدگاه »

What is 13 + 12 ?
Please leave these two fields as-is:
IMPORTANT! To be able to proceed, you need to solve the following simple math (so we know that you are a human) :-)